منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٣٣
گفت : در بعضي از فتواهايت درنگ كن و باز ايست! نمیداني بعد از تو عُمَر در مناسك چه فتوا داد! ابو موسي آن گاه كه عُمَر را ديدار كرد از او پرسيد ، عمر گفت :
مي دانم كه پيامبر و اصحاب او اين كار را كردند ، ليكن خوش ندارم در [ميان[ «اَراك» (نوعي درخت در عرفات) با زنان بياميزند ، سپس در حالي كه قطراتِ آب غسل از سرشان میچكد ]راهي عرفات شوند و[ به ]ادامه اعمال] حج بپردازند .[٤٦٢]
اين متن و امثال آن ، اثبات میكند كه عُمَر احكام شرعي را تحتِ رأي خود درآورد ؛ زيرا ابو موسي اشعري (كه از بزرگان صحابه شمرده میشد) نمیتوانست به متعه فتوا دهد ؛ زيرا نمیدانست كه رأي جديد عُمَر در مناسك حج چيست ، بلكه میبايست صبر كند تا امر خليفه و نظر جديدش ـ در اين باره ـ به او برسد!
اين در حالي است كه عُمَر برنمي تافت بعضي از پيشِ خود فتوا دهند ، و به كسي كه چنين كرده بود ، گفت :
چگونه با آنكه امير نيستي براي مردم فتوا دادي؟ گرمی [و تلخی[ اش را برای کسی بگذار که سردی ]و شیرینی] اش را چشيد .[٤٦٣]
پس از آگاهي بر شرايط واوضاع تشريع ، میتوانيم بگوييم كه اعتقاد به حجيّتِ كلام صحابي ، و به كارگيري مفهوم اجتهاد پيامبر (و اينكه آن حضرت در فديه ستاني از اسيران بدر و نماز بر منافق خطا كرد) و اين سخن كه پيامبر فرمود : «من ، بشرم! هنگامي به چيزي از دينتان امر كردم ، آن را برگيريد ؛ و آن گاه كه به
[٤٦٢]. صحيح مسلم ٢: ٨٩٦، حديث ١٢٢٢؛ سنن بيهقي ٢: ٣٤٨، حديث ٣٧١٥؛ مسند بزّار ١: ٣٤٦، حديث ٢٢٦؛ فتح الباري ٣: ٤١٨؛ سنن ابن ماجَه ٢: ٩٩٢، حديث ٢٩٧٩؛ مسند احمد ١: ٥٠، حديث ٣٥١.
[٤٦٣]. الجامع (معمر بن راشد) ١١: ٣٢٩؛ مصنّف عبدالرزّاق ٨: ٣٠١، حديث ١٥٢٩٣؛ سير أعلام النبلاء ٢: ٤٩٥ (و جلد ٢، ص٦١٢).