منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٨٣
مسلمان روا نيست كه به فتواهاي آنان (كه بر اين منوال است) احتجاج كند .[٧٦٩]
ابن حزم میگويد :
در تعليم عُمَر ـ كه بر منبر به مردم تشهّد را ياد میداد ـ چيزي كه دلالت كند آن از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم است ، نيست . عمر (بر منبر) از فزوني مهر زنان نهي كرد و آن را به مردم آموخت ، در حالي كه احدي شك ندارد كه اين نهي ، از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نبود و تنها از اجتهاد عُمَر برمي خاست ؛ زيرا هنگامي كه يادآوري شد نهي وي مخالفِ قرآن است ، بي درنگ از آن دست كشيد .
و امّا بر تشهّدهايي كه از ابن عبّاس و عايشه و ابو مسعود و ابو موسي ، روايت شده است ، به جهت صحّت سندشان به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نبايد بي اعتنا ماند .
با تشهُّد عمر (كه بر منبر آن را به مردم آموخت) پسرش عبدالله و ابن مسعود و ابن عبّاس و عايشه و ديگر صحابه ، مخالفت كردند در حالي كه شاهد بودند عمر آن را در منبر گفت [٧٧٠]
دكتر ناديه عمري در صدد نفي آنچه که درباره عُمَر گفته شد (مبنی بر اينكه عمر وقتي درميماند حكمي را در قرآن و سنّت بيابد ، مینگريست كه آيا ابوبكر در آنباره قضاوتي دارد يا نه ؛ اگر حكمي را از ابوبكر میيافت پيروي میكرد) مینگارد :
عُمَر به رأي ابوبكر (علي رغم والا قدرياش پيش او) التزام مطلق نداشت مگر زماني كه به نصّ كتاب يا سنّت استناد میكرد و او در
[٧٦٩]. الإحكام في اُصول الأحكام ٦: ٢٢٢.
[٧٧٠]. الإحكام في اُصول الأحكام ٢: ١٨٣ ـ ١٨٤.