منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١١٩
يكي از آن دو گفت : تو خليفهای و ما نزدت آمده ايم و از طلاق کنيز میپرسيم ، آن گاه تو پيش مردي میروي و از او میپرسي! به خدا سوگند ،با تو هم سخن نشوم!
عُمَر گفت : واي بر تو! آيا میداني اين شخص كيست؟! او علي بن ابي طالب است! از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم شنيدم كه میفرمود : اگر آسمانها و زمين را در يك كفه ترازو نهند و ايمان علي را در كفه ديگر بگذارند و بسنجند ، ايمان علي بر آسمانها و زمين سنگيني میكند[١٩٩] .
و نيز از عمر روايت شده كه گفت : «عليّ أقضانا»[٢٠٠] (قاضي ترين ما علي است) ، «لولا علي لَهَلَكَ عُمَر»[٢٠١] (اگر علي نبود عمر هلاك میشد) ، «لا أبقاني الله لِمُعْضِلَة ليس لها أبوالحسن» ؛[٢٠٢] خدا در مشكلي باقيام نگذارد كه ابوالحسن نباشد .
در تاريخ دمشق عُمَر از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم روايت كرده است كه فرمود :
إنما علي مِنّي بمنزلة هارون من موسی اِلّا اَنَّه لا نبيّ بعدي ؛[٢٠٣]
علي نسبت به من چون هارون است نسبت به موسي ، جز اينكه بعدِ من پيامبري نيست .
همچنين از عمر اين سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم روايت شده كه گفت :
أنت أوّل النّاس
[١٩٩]. مناقب خوارزمي: ٧٧، فصل ١٣ (در چاپ ١٤١٤ قم، ص١٣١، حديث ١٤٥)؛ تاريخ دمشق ٤٢: ٣٤؛ مناقب علي (ابن مغازلي): ٢٨٩، رقم ٣٣٠؛ الرياض النضرة ٢: ١٦٧؛ الفردوس بمأثور الخطاب ٣: ٣٦٣، حديث ٧٢٩٤ (و به نقل از آن در كنز العمّال ١١: ٦١٦، حديث ٣٢٩٩٢).
[٢٠٠]. مستدرك حاکم ٣: ٣٤٥، حديث ٥٣٢٨؛ مسند احمد ٥: ١١٣، حديث ٢١١٢٣؛ مصنّف ابن أبي شيبه ٦: ١٣٨، حديث ٣٠١٢٩؛ مجموع الفتاوی (ابن تيميّه) ١٦: ٤٨٢.
[٢٠١]. فيض القدير٤: ٣٥٧؛ الاستيعاب٣: ١١٠٣؛ فتح الملك العلي:٧١؛ تأويل مختلف الحديث١: ١٦٢.
[٢٠٢]. الغدير ٦: ١٠٦؛ شرح نهج البلاغه ١: ١٨؛ مستدرك حاکم ١: ٦٢٨، حديث ١٦٨٣؛ سبل السلام ٢: ٢٠٦ (در دو مأخذ اخير با اندكي تفاوت).
[٢٠٣]. تاريخ بغداد ٧: ٤٦٣؛ تاريخ دمشق ٤٢: ١٦٦ ـ ١٦٧.