منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٤٥
در كتاب وضوء النبي بیان كردهايم خلفاي اموي يا عبّاسي از طالبيّون (فرزندان حضرت علی علیهالسلام و پيروان مكتب آن حضرت) میترسيدند و براي شناسايي آنها نقشه میکشیدند . مُقرّر كردند كه مردم بر فقهي مناقض با فقه حضرت علی علیهالسلام گرد آيند تا از اين طريق ، پيروان حضرت علی علیهالسلام را بشناسند و تميز دهند .
از اين روست كه میبينيم در احكام گاه قولِ عُمَر را در پيش میگيرند و گاه قول عايشه و زماني قول ابو هُرَيره و دفعهای قول عثمان و . . .
مهم مخالفت با قول حضرت علی علیهالسلام بود ، سپس امّت را بر آنچه میخواستند گرد میآوردند ، و هر گاه قصد داشتند به يكي از طالبيّون دست يابند شايع میساختند كه او از جمع امّت خارج شده است ؛ زيرا فقه او بر خلاف فقه مسلمانان میباشد ، به وضويش بنگريد ، مَسْحي است! به نمازش نگاه كنيد ، دستْ باز میخواند! قرائتش را بنگريد ، به جَهر است! و ديگر دامها و حيله ها .
بستن باب نقل و تدوين حديث از سوي عمر ، فرصتي براي معاويه فراهم آورد كه بناي جايگزيني را پي ريزد . همچنين وي كوشيد قصه گويان و دروغ پردازان را حمايت كند تا احاديثي را در راستاي نظراتِ او و شکستن موقعيت مخالفانش ، بسازند ، از چيزهايي كه اركانِ حكومتِ معاويه را استوار ساخت ، تمركز بر فضائل عثمان و شيخين بود .
از عمرو عاص رسيده كه گفت :
خوب به ياد دارم كه رسول خدا میفرمود : آنچه را عمر برايتان میخواند بخوانيد و هر امري كه میكند فرمان بَريد .[٨٧٧]
و نيز در نامههای معاويه به كارگزارانش در شهرها آمده است :
به پيروان عثمان و دوستداران او ـ و كساني كه فضائل و مناقب عثمان را برمي شمارند ـ توجّه كنيد ، به مجلسهایشان درآييد و آنان
[٨٧٧]. كنز العمّال ١٢: ٥٩٣، حديث ٣٥٨٤٤؛ تاريخ دمشق ٤٤: ٢٣٤.