منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٢٠
اينكه آيا سه طلاق واقع میشود يا يكي) با رأي پدرش همسو نبود .
عُمَر بر وقوع سه بار طلاق در يك مجلس ، پاي میفشرد تا مسلمانان را از شيوع طلاق باز دارد ، به خلاف ابن عمر كه به اولويت پيروي كتاب و سنّت ، عقيده داشت .
از اين روست كه عمر ، فرزندش را يكي از اعضاي شورا قرار نداد و با خشم گفت : «او نمیتواند به خوبي زنش را طلاق دهد!» . اين ، به جهت اختلافي است كه آورديم .
تُندي كلام عمر را بنگريد آن گاه كه به پيشنهاد دهنده میگويد : «خدا تو را بكشد ، قصد خدايي نداري! واي بر تو! چگونه مردي را جانشين سازم كه از عهده طلاقِ زنش برنمي آيد» .
مخالفت ابن عمر را با پدرش آنجا بيشتر میتوان دريافت كه عُمَر به وي گفت :
اي عبدالله ، آن استخوانِ كتف را به من ده(تا نوشتهاش را محو سازم) اگر خدا میخواست آن را امضا میكرد!
ابن عمر گفت : خودم میتوانم آن را محو كنم!
عمر گفت : نه به خدا ، احدي جز من آن را محو نمیسازد ؛ آن گاه عمر به دست خود آن را محو كرد ، و در آن «فريضه جدّ» (ميراث جدّ) نوشته شده بود .[٨٢٧]
استاد روّاس قلعه چي ، فهرست بعضي از مسائلي را میآورد كه در آنها عبدالله از فقه پدرش اثر پذيرفت ، ليكن پيداست كه اینها کمتر از مخالفتهای عبدالله با پدرش هست .
مجموع اين شواهد ، اين نظر را تقويت میکند که عُمَر ، به جهت اختلاف بـا پسـرش در رأی و استنبـاط ، وی را از (امکان دستيـابی بـه) خـلافـت دور نگه داشت .
با اين سخن ، نمیخواهيم عبدالله را از پيروان مكتب تعبّد محض به شمار
[٨٢٧]. طبقات ابن سعد ٣: ٣٤١؛ الإمامة والسياسة ١: ٤٠؛ حلية الأولياء ٤: ١٥١.