منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٦٣
٢ - مصلحت عمومي باشد ، نه شخصي .
يعني تشريع حكم در آن واقعه ، براي بيشتر مردم سودمند باشد يا از شمار زيادي از آنها دفعِ ضرر كند .
مصلحت نبايد براي يك شخص يا تعداد كمي از مردم باشد . مصلحتي كه براي اَمير يا شخص بزرگي [سودمند] است با صرف نظر از مصالح مردم ، ملاك نيست .
٣ - حكم يا اصل ثابت در شريعت (به نص يا اجماع) با آن مصلحت ، تعارض نكند .[٥٢٢]
آيا حكمِ عُمَر [در طلاق] براي بيشتر مردم سودمند بود يا از آنان دفعِ ضرر میكرد؟ با اينكه ما به اوضاع زندگي و مشكلات آن آگاهيم و میدانيم فشارهايي وجود دارد كه امكان كژروي انسان را از مأنوساتش فراهم میآورد .
اگر مرد ، فرصت مذكور را ضايع سازد و در جدايی نهايي ، شتاب ورزد و با يك لفظ ـ طبق سخن دكتر ناديه ـ سه بار طلاق را اَدا كند ، آيا بر او واجب است كه به حكم عمر تن دهد و زنش از او جدا گردد؟ با اينكه دريافتيم اين خانم دكتر تصريح دارد كه :
حكمت در جدا بودن هر بار طلاق ، اين است كه مرد به خود آيد . . . اين ، همان طلاقي است كه خدا درقرآن تشريع كرد ؛ هر بار جدا از ديگري .[٥٢٣]
چه بگوييم با كساني كه میدانند حكمت در اين است كه هر بار طلاق از ديگري جدا باشد و اين فاصله براي به خودْ آمدنِ مرد است ، سپس میگويند : «تشريع سه بار طلاق [با يك لفظ يا در يك مجلس] از روي مصلحت صادر شد!» .
[٥٢٢]. علم اصول الفقه (عبدالوهّاب خلّاف): ٨٦ ـ ٨٩.
[٥٢٣]. اجتهاد الرسول: ٢٤٠.