منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٦
حديث نهي كرد ، چرا ابوبكر پانصد حديث گرد آورد ؟! [٤٧]
بنابراين ، منع ابوبکر از نقل حديث رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم و سوزاندنِ احاديثي را كه از آن حضرت گرد آورده بود ، به اصلِ شرعي مستند نمیباشد .
متن دوم
متن دوم ، وضعيت امّت را بعد از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم مُجسَّم میسازد . ابوبکر ، اختلاف مردم را به اختلاف نقل از آن حضرت ارجاع داد ؛ زيرا گفت : «شما از رسول خدا احاديثي را بر زبان میآوريد كه در آنها اختلاف داريد ، مردم بعد از شما اختلافشان شديدتر است» .
و حديث ابن أبي مُلَيْكَه ـ گرچه مُرْسَل است ـ ولی در كلام بزرگاني آمده است كه به منع تدوين سنّت پرداختهاند ، و اشاره دارد به اينكه اعتماد بر نقل حديث از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم وسيلهای براي ستيز با خلفا گشت .[٤٨]
فقدان پيامبر به سرعت در ميانِ مسلمانان اثر گذاشت و آنان ضرورت حفظ سنّت و شناختِ احكام دين را كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم (به امّت) رساند ، احساس كردند ؛ به همين جهت از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم حديث میكردند تا احكام دين نشر يابد و از تلف و نابودي حفظ شود .
صحابه به اعتبارِ اينکه نسل اول مسلمانان بودند ، مُلزم بودند احكام را براي مردم بيان دارند و آنچه را از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم شنيدهاند براي نسل جديد ـ كه تابعان ناميده میشدند ـ روايت كنند ؛ زيرا آنها نياز شديدي به شناخت احكام دين از لا به لای اَقوال و اَفعال و تقريراتِ پيامبر ، داشتند و اين كار برايشان فراهم نمیآمد مگر با دريافتِ حديث از ياران صالح پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم كساني كه بعد از قرآن به منزله حافظه زنده رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم به شمار میآمدند .
ابوبكر به اين نياز ديني مُبرم از سوي تابعان و وجوبِ پاسخگويی از سوی صحابه ،
[٤٧]. اين روایت، در آغازِ سبب اول ذكر شد.
[٤٨]. در صفحات آينده، اين مطلب، با عدد و رقم، روشن خواهد شد.