منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٠٩
حديث از پيامبر چيست؟!
به گمانم آنان را ـ در مدينه ـ زنداني كرد تا اينكه مُرد .[٦٤١]
در مختصر تاريخ دمشق آمده است :
عبدالرَّحمان بن عوف گفت : عُمَر نَمُرد مگر اينكه سوي اصحاب پيامبر پيك فرستاد ، آنان را (عبدالله ، حُذيفه ، ابو درداء ، ابوذر ، عُقْبَة بن عامر) از گوشه و کنار گرد آورد و گفت : اين احاديثي كه از رسول خدا در سرزمينها افشا كرديد ، به چه منظور است؟!
گفتند : ما را از نقل حديث باز میداري!
گفت : نه ، همين جا بمانيد! والله ، تا زندهام نمیگذارم از نزدم دور شويد! من از شما داناترم ؛ سخنتان را میشنوم و پاسخ میگويم .
آنان از مدينه بيرون نرفتند تا اينكه عمر مُرد .[٦٤٢]
جمله «أكثرتم عن رسول الله» (از پيامبر زياد نقل میكنيد) و «أفْشَيْتُم عن رسول الله في الآفاق» (در هر ناحيه و سرزمين ، سخن پيامبر را انتشار میدهيد) تأكيد بر اين است كه در نقل احاديث از پيامبر آگاهي و بيداري مسلمانان نهفته بود و عمر را در آن شرايط خاص ، در تنگنا واقع میساخت ؛ زيرا مؤاخذه عمر بر «اِكثار» و «افشا» است نه كذب و بهتان!
اِفشا ، با تخطئه خليفه مساوي است ؛ به ويژه هنگامي كه حديث از پيامبر ، ظاهر و صريح باشد .
اين حقيقت ، وضوحِ فزون تري میيابد آن گاه كه در جواب عُمَر به اُبَي بن كعب ، بيشتر دقّت كنيم :
[٦٤١]. مصنّف ابن ابي شيبه ٥: ٢٩٤، حديث ٢٦٢٢٩؛ مستدرك حاکم ١: ١١٠؛ نيز بنگريد به، تلخيص الذهبي؛ سير أعلام النبلاء ٢: ٣٤٥.
[٦٤٢]. مختصر تاريخ دمشق (ابن منظور) ١٧: ١٠١؛كنز العمّال ١٠: ٢٩٣، حديث ٢٩٤٧٩.