منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨٠
اينكه جور ديگری به آن نگاه شود . ما معتقديم که همين مطلب ، يكي از انگيزههای تأثيرگذار در منع خليفه از تحديث و تدوين بود و اين امر ، به ذهنيّتِ رواني [و عقدههای دروني] گذشته عُمَر برمي گردد ؛ زيرا پس از آنكه در آغاز اسلام ، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم مسلمانان را از جست و جوي اَخبار يهود و نقل آنها نهي كرد و عُمَر از كُتُب اهل كتاب چيزي را نوشت ، با منع كوبندهای از طرف پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم مواجه شد .
اين احتمال هست كه نهي امروز عُمَر ، بازتابِ منفي عملكردي باشد كه در عهد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم دامنگيرش شد و در نتيجه ، از نقل و نگارش حديث بدش آمد ؛ خواه از سنّت باشد يا غير آن ، و خواه از اَخبارِ صحيح امّتهای گذشته باشد يا از اَخبار ضعيفِ آنها .
خالد بن عُرْفُطَه میگويد كه عُمَر گفت :
من رفتم و نوشتهای از اهل كتاب را در پوستي رونويسي كردم و آن را آوردم .
رسول خدا فرمود : اين چيست كه در دست داري اي عُمَر؟
گفتم : اي رسول خدا ، كتابي را نسخه برداري كردم تا به علممان بيفزاييم!
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به خشم آمد تا بدانجا که گونه هايش سرخ شد! سپس نداي فراخوانِ عمومي به مسجد داد . انصار گفتند : پيامبر غضبناك است! سلاح برداريد! مردم آمدند و بر گرد منبر حلقه زدند .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : اي مردم ، سخنانی پربار و نهایی ارزانیام شد و برايم چكيده گشت! سخنانی روشن و پاکيزه برایتان آوردم! ترديد نکنيد و دون مايگانِ متحيّر ، شما را نفريبند .
عُمَر میگويد : اينجا بود که برخاستم و گفتم : خدای را به عنوان پروردگار واسلام را به عنوان دين و تو را به عنوان پيامبر ، با خشنودی برگزيدم . سپس