منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٩٧
نمود . در این راستا ، مالك بن نُوَيْرَه به ستم كشته شد بي آنكه اقدامِ بازدارندهای از سوي خليفه به عمل آيد .
ليكن كوتاهي زمان خلافت ابوبكر بسياري از شكافها را پوشاند و كژرويها نمايان نشد ، به عكس خلافتِ طولاني عُمَر كه در آن امور و پديدههایی رخ نمود كه پيش از آن هويدا نبود .
و از اين روست كه امام علی علیهالسلام بر دوران خلافت عُمَر تأكيد میورزد ، چراكه بخش بزرگي از تغيُّر و تبدُّل در آن ، روي داد .
از آنجا كه عُمَر بسياري از چيزها را نمیدانست ، مردم را در جهل و ناآگاهي افكند ؛ زيرا قوام رعيّت به حاكم است ، زماني كه حاكم نيازمند كسي باشد كه او را استوار سازد و به عجز خويش اعتراف كند ، جامعه در بيراهه میافتد و شيوههای زندگي در غير مسيري میشود كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم براي مسلمانان ترسيم كرد .
در اين فضا ، آرا و اجتهادات ، چند گونه شد و هركس ادعا میكرد كه بر صواب است و ديگران به خطا میروند ، بلكه شخص خليفه به چيزي فتوا میداد سپس به ضد يا مخالفِ آن ، فتواي ديگر صار میكرد و آن گاه ادعا داشت كه همه آنها صحيح است و همه نظراتش حجّت و الزام آورند .
به اين ترتيب ، راه گم شد و جاده وسيع و آماده و باز ، باقي نماند . مردم ـ پس از آنكه جاده اصلي حركتشان را گم كردند ـ حركت در درّههای پر پيچ و خم را در پيش گرفتند .
واين ، همان چيزي است كه امام علی علیهالسلام در سخن ديگر اشاره میكند و میفرمايد :
لا يَدْري أَصابَ أَم أَخْطَأَ ، فإن أَصابَ خافَ أن يكون قد أَخْطَأَ ، وإن أَخْطَأَ رَجا أن يكون قد أَصابَ ، جاهلٌ خَبّاطٌ جَهَالات ، عاش رَكَّابُ عَشَوات لم يَعَضَّ علی العِلْمِ بضرْس قاطع ، يُذْرِي الرواياتِ إذْراءَ الريحِ الهَشِيْمَ ؛