منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٣١
عُمَر پرسید : با رسول خدا طواف نكرده اي؟
گفتم : چرا .
پرسيد : آيا ديدي او آن را لمس كند؟
گفتم : نه .
گفت : فعل پيامبر را پيش گير ، چراكه آن حضرت الگوي شايسته و نيك است .[٤٦٠]
اما متونی از اين دست ، مُدّعا را بسنده نمیكند ؛ زيرا اجتهادات فكري و عملی عُمَر حجم انبوهي را تشكيل میدهد .[٤٦١]
هنگامي كه به اين قضيه توجه کنیم و سخنان عمر را درباره ضرورتِ تمسّك به احاديث و بي اعتنايي به اجتهاد ، به خاطر آوریم و سپس اجتهادات عمر و زياده روي او را در استنباط ـ حتّي با وجود نص ـ مدنظر قرار دهیم ، در میيابیم که اين شرايط و اوضاع بود كه سرانجام عمر را وادار ساخت تا (آگاهانه يا
[٤٦٠]. مسند احمد ١: ٣٧، حديث ٢٥٣ (و ص٤٥، حديث ٣١٣)؛ اخبار مكّه ١: ١٥٠، حديث ١٨٤؛ الأحاديث المختاره ١: ٤١٨، حديث ٢٩٧.
[٤٦١]. اين سخن، بر اساس این فرض است که بپذیریم حدیثِ «بوسه بر حجر الأسود» بر تعبّد دلالت دارد، گرچه در واقع همين حديثِ «بوسيدن حجر» از ادله اي است كه جهل عمر را به احكام مینماياند. امام علی علیهالسلام درباره حجر فرمود: بوسيدن حجر، سودمند است. اين سنگ، روز قيامت براي كساني كه او را لمس كردهاند شهادت میدهد.
افزون بر اين، پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم خبر داد كه: حجر الأسود از سنگهای بهشت است و بوسيدنِ آن، اشتياق به بهشت و آثار آن میباشد؛ حجر دست راستِ خدا در زمين است كه با آن با بندگانش مصافحه میكند، و هركه بيعت با رسول خدا٠ را درك نكند وحجر را لمس كند گويا با پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بيعت كرده است.
شرح العمده ٣: ٤٣٦؛ شرح فتح القدير ٢: ٤٤٩؛ فتح الباري ٣: ٤٣٦؛ عون المعبود ٥: ٢٢٩؛ مصنّف عبدالرزّاق ٥: ٣٩، حديث ٨٩٢٠.
و بنگرید به، عمدة القاری ٩: ٢٤٠؛ ارشاد الساری ٣: ١٩٠؛ نصب الرايه ٣: ١١٦؛ سُبُل الهدی والرشاد ١: ١٧٦.