منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٢١
آوريم يا او را در تخطئه عمر بر حق بدانيم ؛ چراكه بعضي از احكامي را كه عمر قائل بود و عبدالله با آنها مخالفت میورزيد ، اصيل بودند و مستندشان قرآن يا سنّت بود . مخالفت ما با عُمَر ، در مانندِ اين مسائل نيست .
اشكال ما بر عُمَر ، به خاطرِ مخالفت وی با احكام ثابت و حتمی قرآن و سنّت است و گرايش عُمَر به لزوم پذيرش رأي با وجود نصّ .
عبدالله در تجويز اجتهاد ، مانند پدرش میباشد (ليكن در دائره بسيار تنگتر از دائره عمر) مسائل بسياري است كه ابن عمر در آنها به رأي خود اجتهاد ورزيد و بر خلافِ سنّت رسول خدا فتوا داد ، و مسائل ديگري میباشد كه تزهُّد (زهد گرايي) در آنها غلبه يافت و ابن عمر را از تعبّد خارج ساخت .
ليكن نمیتوان منكر شد كه بیشترِ رويكرد ابن عمر ـ در قياس با پدرش ـ جست و جوي آثار پيامبر و پيروي سنّتِ آن حضرت است ، نه اجتهاد و رأي .
ابن خَلِّكان و ديگران آوردهاند كه :
ابن عمر ، آثار پیامبر را فراوان دنبال میکرد ، صحابه بر اين كار گواهي میدهند ، از جمله ايشان عايشه است آنجا كه گفت : آثار پيامبر را ـ در منازل آن حضرت ـ چونان ابن عُمَر كسي پي نَجُست .[٨٢٨]
نافع روايت میكند :
عبدالله ، نشانههای رسول خدا را میجُست و در آن مكانها نماز میگزارد ، بدان حد كه پيامبر زير درختي فرود آمد ، ابن عُمَر آن درخت را آب میداد تا نخشكد .[٨٢٩]
مالك از كسي كه براي او حديث كرد ، روايت میكند كه :
ابن عمر ، امر رسول خدا و آثار آن حضرت و حالِ او را پيروي
[٨٢٨]. طبقات ابن سعد ٤: ١٤٥؛ وفيات الأعيان ٣: ٢٩.
[٨٢٩]. سنن بيهقي ٥: ٢٤٥؛ سير أعلام النبلاء ٣: ٢١٣؛ اُسد الغابة ٣: ٢٢٧.