منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٠٧
حاكم نيشابوری به سند خود از ابن مسعود روايت كرده است كه گفت :
پيش پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم میرفتيم ، ناگاه پيامبر شاداب بيرون آمد ـ آثار مسرّت و خوش حالي در سيمايش نمايان بود ـ از چيزي نپرسيديم جز اينكه آگاهمان ساخت و ساكت نمانديم مگر اينكه او لب به سخن گشود ، تا اينكه نوجواناني از بني هاشم گذشتند كه در ميانشان حسن و حسين بود . چون آنان را ديد در آغوششان گرفت و از چشمانش اشك سرازير شد! پرسيديم : اي رسول خدا ، چيزي نديديم كه ناپسندت افتد!
فرمود : ما خانداني هستيم كه خدا براي ما آخرت را برگزيد . روزي بيايد كه اهل بيتم ـ پس از من ـ آواره و رانده شهرها شوند تا اينكه پرچمهای سياهي از مشرق برافرازد و حق را بخواهند! به آنان ندهند ، دوباره حق را بطلبند! به آنان داده نشود ؛ پس بجنگند و نُصرت يابند .[١٦٥]
ابن مسعود روايت كرده است كه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : «إنّ فاطمة أحصَنَتْ فَرْجها ، فَحَرَّمَ اللهُ ذُريّتَها علی النّار»[١٦٦] (فاطمه پاك دامن است ، خداوند ذريه او را بر آتش حرام ساخت) و «النَظَرُ إلی وجه عليّ عبادة» ؛[١٦٧] نگاه به صورتِ علي عبادت است .
نيز ابن مسعود روايت میكند كه آن زمان كه علي براي مبارزه در برابر ابن
[١٦٥]. مستدرك حاکم ٤: ٥١١، حديث ٨٤٣٤؛ المعجم الأوسط ٦: ٣٠، حديث ٥٩٦٦؛ و بنگريد به، الرحلة في طلب الحديث ١: ١٤٦، حديث ٥٥ ـ ٥٦.
[١٦٦]. مستدرك حاکم ٣: ١٦٥، حديث ٤٧٢٦؛ مسند بَزّار ٥: ٢٢٣، حديث ١٨٢٩؛ تاريخ بغداد ٣: ٢٦٦، رقم ١٣١٣.
[١٦٧]. مستدرك حاکم ٣: ١٥٢، حديث ٤٦٨٢؛ المعجم الكبير ١٠: ٧٦؛ الفردوس بمأثور الخطاب ٤: ٢٩٤، حديث ٦٧٦٥ (به نقل از معاذ بن جبل)؛ حلية الأولياء ٥: ٥٨.