منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٣٣
را برايت حكايت میكنيم) و میگفت : «آيا حكايتهایی بهتر از داستانهای خدا میخواهيد؟ آيا بهتر از سخن خدا را خواستاريد؟» و میگفت : «بهترين هدايت ها ، هدايت محمّد است و نيكوترين سخن كتاب خدا میباشد ، و بدترين امور نوپيداها (و بدعت ها)ست» .
اين سخن ابن مسعود كه «إنّ أحْسَنَ الهدى هدى محمّد . . .» (بهترين هدايت ، هدايتگري محمّد است . . .) اثبات میكند كه آنچه را او با آب شُست و نابود ساخت ، سنّتِ محمّد (و از احاديث آن حضرت) نبود ، از مُحدَثات (و بدعتهايي) بود كه ابن مسعود آنها را برنميتافت ، چراكه ابن مسعود آنان را كه از اين صُحُف دچار شگفتي میشدند به سنّت پيامبر و هدايت او و كتاب خدا ارجاع میداد ؛ زيرا رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم عمر را توبيخ كرد آن گاه كه وي از دريافتِ صُحُف اهل كتاب به شگفت آمد و حديث پيامبر را واگذارد .
سُيُوطي نقل میكند كه :
عُمَر گفت : اي رسول خدا ، اهل كتاب احاديثي را براي ما روايت میكنند كه قلب هايمان را ربوده است ، قصد داريم آنها را بنويسيم! پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : اي پسر خطّاب ، آيا چونان يهود و نصارا سر در گم به هر كاري دست میيازيد؟!
سوگند به آن كه جانم به دستِ اوست با اين دين حنيف ، آيين درخشان و پاكيزهای را آوردم و همه سخنان [حكمتآميز و درسآموز] به من داده شد .[٢٣٦]
در اين سخن عمر كه گفت : «قد أَخَذَتْ بِقلوبنا» (قلبهايمان را ربود) نيك بينديش و آن را مقايسه كن با سخناني كه درباره كتابهایی كه نزد ابن مسعود میآوردند ، میگفتند ؛ مانند : «نزد مردمي كتابي هست كه به آن فخر میفروشند» ، «در اين صحيفه ، حديث عجيبي هست» ، «نزدشان كتابي است . . . آنان را به شگفتي واداشت» ، «صحيفهای يافتم . . . مرا شگفت زده ساخت» و . . .
[٢٣٦]. الدرّ المنثور ٥: ١٤٨؛ ارواء الغليل ٦: ٣٨ (الباني در تعليق بر اين حديث میگويد: حداقل اين است كه حديث، حَسَن میباشد) و بنگرید به، مصنَّف عبدالرزّاق ٦: ١١٤؛ فيض القدير ٢: ٧٢٠.