منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٠٦
ابن مسعود گفت : جانِ اين شخص مال آنهاست ، چون اين ولي عفو كرد جانش را زنده ساخت ؛ هيچ كدام نمیتواند حقش را بگيرد مگر اينكه ديگري [هم] بستاند!
عمر پرسيد : چاره چيست؟
ابن مسعود گفت : نظر من اين است كه در مالش ديه قرار دهي و حصه كسي را كه بخشيده از وي كسر كني .
عمر گفت : نظر من هم همين است .[٤١٩]
٦ - اُبَی بن كعب
از حسن نقل شده است كه :
عمر گفت : كاش آنچه را در كعبه هست ، میگرفتيم و تقسيم میكرديم!
اُبَي بن كعب گفت : والله ، اين كار را نبايد بكني!
عمر پرسيد : چرا؟
گفت : زيرا خدا جاي هرمالي را روشن ساخته است ، رسول خدا ٠ آن را واگذارد .
عمر گفت : راست میگويي .[٤٢٠]
ابن قيّم میگويد : عمر میخواست مال كعبه را برگيرد و بر اين نظر بود كه كعبه از آن مال بي نياز است ، او اراده داشت اهل يمن را از رنگ كردن پارچهها با بول شتر باز دارد ، و میخواست از متعه حج نهي كند .
اُبَي بن كعب گفت : رسول خدا و اصحابش اين مال را ديدند و اصحاب ،
[٤١٩]. الأُم (شافعي) ٧: ٣٢٩؛ سنن بيهقي ٨: ٦٠؛ الحجّة (شيباني) ٤: ٣٨٥ (ماجراي ديگري ابن مسعود دارد، بنگرید به، كنز العمّال ١١: ٣٣، حديث ٣٠٥١٣)؛ ابن قيّم ـ در اعلام الموقّعين ٢: ٢٣٧ ـ میگويد كه ابن مسعود در بيش از صد قضيه با عمر مخالفت كرده است.
[٤٢٠]. مصنّف عبدالرزّاق ٥: ٨٨، حديث ٩٠٨٤؛ و نيز بنگريد به، كنز العمّال ١٤: ١٠٠، حديث ٣٨٠٥٢.