منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٩٠
وقُلدری موج میزد ،[٣٧٩] او بسيار تندخو ، سرکش ، بد برخُورْد ، با چهره ای هماره در هم بود و اعتقاد داشت كه چنين خوي و خُلقي فضيلت است و خلافِ آن ، نقص به شمار میرود .[٣٨٠]
پس تعجّبي نداشت و چيز تازهای نبود هنگامي كه خليفه اين موضع كوبنده و سخت را نسبت به مخالفانش در نقل حديث اتخاذ كند ؛ به ويژه پس از آنكه از سوي پيامبر ـ بدان جهت كه از كتابهای يهود استنساخ كرده بود ـ منع شد .
همه اینها با در نظر گرفتن روح قبيلهای بود كه در تار و پود وجودش جريان داشت ، به علاوه که تحديث با اصلِ مشروعيتِ خلافتِ او در ارتباط بود .
عجيبتر از همه اینها اينكه : عُمر ابو درداء را بدان جهت كه در چند مسئله فقهي با او مخالفت كرد ، به زندان افكند و ابوذر و ابن مسعود را كه با او در تحريم متعه هم رأي نبودند ، زنداني ساخت ؛ و نيز به شمار ديگري از صحابه اجازه نداد از مدينه خارج شوند .[٣٨١]
معلوم میشود که ، عُمَر بر اينان سخت گرفت چون احاديثي را نقل میكردند كه براي خليفه شيرين و خوشايند نبود وگرنه آنها را زنداني نمیساخت و ابو هُرَيره را كه صاحب ٥٣٧٤ حديث است ، آزاد نمیگذاشت بي آنكه او را زندانی وشکنجه و تعزير كند ، بلكه به تهديد و تبعيدش بسنده كرد و آن گاه به او (و نه به ديگران) اجازه نقل حديث داد .
اين خط مشي عُمر ، هنگامي كه گروهي از انصار را به كوفه فرستاد (و تاجايي در نزديكي مدينه آنان را مشايعت كرد) بيشتر نمايان میشود :
عُمَر به آنان گفت : میدانيد چرا شما را مشايعت كردم يا همراهتان آمدم؟ گفتند : آري ، بدان جهت كه از اصحاب پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و از
[٣٧٩]. شرح نهج البلاغه ١: ١٨٣.
[٣٨٠]. همان، جلد ٦، ص٣٢٧.
[٣٨١]. تاريخ طبري ٢: ٦٧٩، باب ذكر بعض سير عثمان بن عفّان.