منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٧٧
اي مردم ، اين چه سخني است كه از بعضتان درباره فرماندهی اُسامه به من میرسد! اگر به اين كارم اعتراض میکنيد [جاي شگفتي نيست ، چرا که] پيش از اين نيز اعطای فرماندهی به پدرش را زير سؤال برديد .
پس روشن شد كه در عصر پيامبر دو رويکرد وجود داشت :
١ - يك خط مشي ، مصلحت سنجی را روا میشمرد و در برابر سخنِ پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به رأی و نظر خود عمل میکرد و تسليم فرمايشات آن حضرت نبود ، وحتی بر فعلِ پيامبر اعتراض میكرد وبا وجود راهکار صريح شرعی ، باز در پی شناسايی مصلحت خويش بود که در بسياری از وقايع پيش گفته ، ملاحظه گرديد .
٢ - در اين ميان ، مردانی بودند که تسليم فرمايشات پيامبر بودند وبه خوابيدن در بستر رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم تن میدادند تا با ايثار جانِ خود ، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را از خطر برهانند .
البته معلوم گرديد که عُمَر و ابوبکر از روندگان طريق خودرأيی و اجتهاد [در مقابل نص] بودند .
تحليل و نتيجه گيری
عُمَر ، سببِ نهي خود را از تدوين حديث (كه برخاسته از گرايش عدم تعبّد محض بود) دو چيز عنوان كرد :
الف) اثر پذيري از يهود و نصارا ؛
ب) بيم ترك قرآن و برگرفتن اَقوالِ پيامبر .
ليكن ابن حَزْم بعيد میداند كه نهي عُمَر به سنّت نبوي تعلُّق يابد و نهي او را بر اَخباري حمل میكند كه از امّتهای پيشين نقل میشد ، وي میگويد :