منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٧٥
ـ در شب عَقَبه ـ همدست شدند تا آن حضرت را ترور كنند .[٣٤٤]
در اين ميان ، مؤمنانی بودند که به شکلی گسترده پيرویاش میکردند ؛ فرمانْ بردار آن حضرت بودند و اگر از چيزي نهي میكرد ، باز میايستادند و بر خلافِ حكم پيامبر قدمي برنمي داشتند .
حَنْظَله (غسيل الملائكه) از حضور در ميدان جنگ تخلّف نكرد مگر اينكه از پيامبر اجازه گرفت شب زفاف را نزد همسرش بماند[٣٤٥] ، در حالي كه شمار زيادي از صحابه ، بي اجازه ، از جهاد رو برتافتند .
آيا همين عملکرد حنظله نمیرساند که وی از پيروان تعبُّد محض بود و ديگران از پيروانِ خودرأيی ومصلحت سنجی؟
به نظر میرسد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با تأکید بر بعضی از این ماجراها میخواست افرادی از امّتش را که در نظر داشت بيازمايد . داستان ذي الثديّة آن مرد زاهدنما ،[٣٤٦] درخواستِ تدوين نامهای هنگام مرگ ، فرمانده نمودن اُسامه بن زيد (جوان ١٨ ساله) بر مرداني چون ابوبكر وعمر و ابو عُبَيْدَه ـ همه ـ نقاطِی سزاوار درنگاند .
با توجه به اینکه اهل سنت ، در توجیه مخالفتهای افراد ، این عبارتها را به کار میبرند ، ما هم اسمِ «اجتهاد و مصلحت» را بر کار آنان اطلاق میکنیم . وقتي گفته میشود : چرا فلاني از جهاد تخلّف ورزيد؟ گويند : مصلحت را دريافت ، به همين جهت تخلّف كرد يا تأويل نمود و به خطا رفت ؛ يا اجتهاد نمود و برای هر
[٣٤٤]. سوره توبه (٩) آیه ٧٤ (و بنگريد به، شرح النووي علي صحیح مسلم ١٧: ١٢؛ المعجم الأوسط ٤: ١٤٦، حديث ٣٨٣١؛ الأحاديث المختارة ٨: ٢٢١، حديث ٢٦٠).
[٣٤٥]. صحيح ابن حبّان ٤: ١٥، حديث ٧٠٢٥؛ مستدرك حاکم ٣: ٢٢٥، حديث ٤٩١٧؛ سنن بيهقي ٤: ١٥؛ تاريخ طبري ٢: ٦٩؛ سيره حلبيّه ٢: ٥٢٥؛ تحفة المحتاج ١: ٦٠٢؛ التحفة اللطيفة ١: ٣١٠، ترجمه رقم ١٠٨٠ (حنظلة بن أبي عمر).
[٣٤٦]. ذي ثديّه، لقب مردي است كه ماهيچههای بازوانش چون سينه زنان ، بزرگ و آويخته بود (م).