منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٩٢
منع كرد ، با اين مشكل در سيره عُمَر مواجه میشويم كه وي در جاهليّت[١٢٣] و صدر اسلام موضع گيريهای شتاب زده داشت . اين مسئله ، با بيم وي از اينكه «مردم از اعمال ديني دست بردارند و به ظاهر اخبار رو آورند» ناسازگار است ، چراكه عمر اهل بُردباري و صبر نبود ، بلکه در بسياری از امور شتاب زده عمل میکرد و سپس پشيمان میشد .
وی از كاري كه در صلح حُدَيبيّه كرد پشيمان گشت ،[١٢٤] واز رفتارش با پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم هنگامي كه آن حضرت بر منافقي نماز خواند ، نادم بود .[١٢٥]
و چنين است عجله وي در ماجراي «حَكَم بن كَيْسان» آن گاه كه او را به اسارت نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آوردند ، آن حضرت او را به اسلام دعوت میكرد و اين كار به طول انجاميد . عُمَر گفت : اي رسول خدا ، چرا با او اين گونه سخن میگويي؟ به خدا سوگند ، اين شخص هرگز اسلام نمیآورد ، بگذار گردنش را بزنم و او را به دوزخ روانه سازم!
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به عُمَر توجّهي نكرد تا اينكه «حكم» مسلمان شد .
عُمَر میگوید : ديري نگذشت كه ديدم «حكم» اسلام آورد و آنچه جريان يافت يادم آمد ، با خود گفتم : چگونه بر پيامبر امري را برنتافتم كه او از من به آن داناتر است! آن گاه به خود تلقين میكردم كه اين كار را به قصد خيرخواهي خدا و رسولش انجام دادم!
عُمَر میگويد : «حَكَم» مسلمان شد و در اسلام پایدار ماند ، و در راه خدا
[١٢٣]. بنگرید به، المنمّق: ١٣٠.
[١٢٤]. صحيح بخاري ٢: ٩٧٨، حديث ٢٥٨١ (و جلد ٣: ١١٦٢، حديث ٣٠١١؛ و جلد ٤: ١٨٣٢، حديث ١٧٨٥)؛ صحيح مسلم ٣: ١٤١١، حديث ١٧٨٥.
[١٢٥]. تاريخ المدينه (ابن شبّه) ١: ٣٧٢؛ به اِسناد از شعبي، عمر گفت: در اسلام دچار لغزشي شدم كه هرگز مثل آن خطا نكردم! آن گاه داستان نماز پيامبر را بر عبدالله بن اُبي ـ كه منافق بود ـ میآورد و اينكه عمر بر پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اعتراض كرد و جامهاش را گرفت تا از نماز بازش دارد (الدرّ المنثور).