منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٩٠
(ثمرات ديگری هم بود ، مثل)پاسداری از حديثِ رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم و ترساندن غير صحابه از اينكه در سنّت پيامبر آنچه را كه سنّت نيست ، وارد سازند .[١١٩]
دكتر محمد عجاج خطيب ـ پس از نقل كلام خطيب بغدادي ـ میگويد :
اين نظري است كه ابن عبدالبر و خطيب بغدادي و ديگر پيشوايان حديث پسنديدهاند ، من نيز به آن قائلم .[١٢٠]
درباره آنچه خطيب اظهار میدارد ، چند سؤال به ذهن میآيد ؛ از جمله :
آيا عُمَر از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نسبت به دين خدا دل نگرانتر بود؟ ترس و احتياط عمر چه معنا میدهد وقتي رسول خدا به سائل میگويد : «حَدِّث عنّي ولا حَرَج» (از من حديث كن ، باكي نيست) و در سخن ديگر میفرمايد : «اُكْتُبُوا وَلا حَرَج» (احاديث مرا بنويسيد ، اين كار مانعي ندارد)؟
چرا ابوذر غفاري (كه پيامبر دربارهاش فرمود : آسمان سايه نيفكند و زمين به خود نديد گويندهای را كه از ابو ذر راست گوتر باشد)[١٢١] و ابن مسعود و ديگران ، احتياط نكردند و به نقلِ حديث پرداختند؟!
باري ، اينكه عُمَر از نقل و نگارش حديث بازداشت و صحابه محدّث را (مانند ابوذر و ابن مسعود و . . .) تا آخر عمر در مرکز حكومت گرد آورد و زير نظر داشت ، آشكارا ساختگي بودن نسبتِ احاديث منع را به آنان مینماياند . بي گمان عُمر آنان را از نقل حديث منع كرد و مجبورشان ساخت كه در مدينه بمانند بدان جهت كه از پيامبر حديث میكردند .
از اين رو معقول نيست كه آنان راويانِ احاديث منع باشند ؛ زيرا اگر چنين بود
[١١٩]. شرف أصحاب الحديث: ٩٧ ـ ٩٨.
[١٢٠]. السنّة قبل التدوين: ١٠٦.
[١٢١]. مسند احمد ٢: ١٦٣، حديث ٦٥١٩؛ سنن ابن ماجه ١: ٥٥، حديث ١٥٦؛ سنن ترمذي ٥: ٦٦٩، حديث ٣٨٠١؛ الآحاد والمثاني ٢: ٢٣١، حديث ٩٨٦؛ الكني (بخاري) ١: ٢٣، حديث ١٨١.