منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٨٠
اعتماد بر نوشتن ، ملكه حفظ را در ميانشان ضعيف میسازد ـ همان ملكهای كه جزو سرشتشان بود ـ و پيداست كه نفس به طبيعتِ خودش رغبت دارد و آنچه را كه بر خلافِ سرشتِ نفس باشد و تضعيفش سازد ، خوش ندارد .[١٠٨]
دكتر محمّد عجاج خطيب میگويد :
و بر نتافتند كه اهل حديث در دفاترشان سر فرو برند و آنها را گنجههای علمشان قرار دهند ، و نپسنديدند كه شيوه صحابه را در حفظ حديث و اعتماد بر حافظه ، مخالفت كنند ؛ و سزامند بود كه اعتماد بر كتابها ناخوشايندشان باشد ؛ زيرا در اعتماد بر نوشتهها ـ به تنهايي ـ تضعيف حافظه است و رویگردانی از عمل به حديث.[١٠٩]
صاحب كتاب تدوين السنّة الشريفة بر كلام شيخ عبدالغني ، اين گونه حاشيه میزند :
در اين کلام ، وراي يک سخنرانی زيبا ، هيچ نکته علمی وجود ندارد و در آن به چيزي استدلال نمیشود ، بلكه به دور از واقعيت است ؛ زيرا بحث از حرمت تدوين حديث است و اين كلام ربطي به آن ندارد! وي در بازار گرايشها و سرشتها وآنچه پسند يا ناپسند سرشتِ آدمی است ، میتازد .
آيا اين كار ، موجب میشود كه امر شرعي مهمي ـ چون حديث ـ در معرض نسيان ـ و ديگر آفاتِ حافظه ـ قرار گيرد؟ و ضبط و
[١٠٨]. حجيّة السنّة: ٤٠٥.
[١٠٩]. السنّة قبل التدوين: ٣٣٣؛ اشخاص زير به اين قول قائل اند: سمعاني در «أدب الإملاء والاستملاء: ١٤٦»؛ قاضي عياض در «الإلماع: ١٤٩»؛ ابن اثير در «جامع الأصول ١: ٤٠»، ابن صلاح در «المقدّمه: ٣٠١» و در «علوم الحديث: ١٩٢»، و ديگران.