منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٧٩
استاد ابو زَهْو میگويد :
چيز ديگري كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را به نهي از كتابتِ حديث واداشت ، صيانت از توانايي حفظِ مطالب بود كه عرب به آن ممتاز بودند ؛ اگر آنان احاديث را مینوشتند ، به همان نوشتهها تكيه میكردند و حفظِ حديث را وامي گذاشتند ، و در نتيجه ـ به مرورِ زمان ـ مَلَكاتِ حفظ آنها ضايع میشد .[١٠٦]
و شيخ عبدالخالق عبدالغني میگويد :
قول دوم اين است كه نهي از كتابت حديث به جهت ترس از اعتماد آنها به كتابت و اهمالِ حفظ صورت گرفت (حفظي كه سرشت و سجيهشان بود) و با اين كار ، ملكهشان ضعيف میشد . . . به همين جهت ، اين نهي ، ويژه كساني بود كه در حفظ قوي و مصون از نسياناند .[١٠٧]
پيش از اين سخن ، مینويسد :
در پاسداری از شرع ، حفظ و كتابت نوبتی عمل میکنند و غالباً هنگامي كه يكي قوي شود ديگري ضعيف میگردد . از اينجا عاملِ ديگري را در میيابيم كه صحابه را واداشت شاگردانشان را بر حفظ حديث برانگيزند و آنها را از كتابت بازدارند ؛ زيرا آنان میديدند كه
[١٠٦]. الحديث والمحدّثون: ١٢٣.
[١٠٧]. حجيّة السنّة: ٤٢٨؛ و بنگرید به، تدريب الراوي ٢: ٦٧.