منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٧٤
از مجموع اين سخنان روشن گشت كه كتابت ميان مكّيان ، آن گونه كه بَلاذُري ـ در فتوح البلدان ـ ادعا میكند ، نادر نبود ؛ آنجا كه مینويسد : «هنگام ظهور اسلام ميان قريشيان تنها هفده نفر كتابت را خوب میدانستند و در اَوْس و خَزْرج ساكن مدينه ، يازده نفر نوشتن را از همسايگان يهودشان ياد گرفتند» .
اگر اين سخن درست باشد و شمار نويسندگان از اين تعدادِ اندك فراتر نرود ، بايد در ميانِ غير آنان كمتر از اين يا معدوم باشد .[١٠١]
سخن احمد امين در فجر الإسلام در اين راستا گذشت .[١٠٢]
دكتر صبحي صالح در علوم الحديث و مصطلحه میگويد :
هنگامي كه میبینیم تكيه صحابه در حفظ حديث ، تنها بر خاطر سپاري آن در سينههاست نه بر نوشتن بر خط ها ، لازم است براي علّتِ آن ، در پي انگيزههای غير کليشه ای باشيم نه شیوههای سُنتی كه پژوهشگران هرگاه كه به اين موضوع میپردازند ـ از سر عادت ـ به آنها اشاره میكنند .
نمي توانيم پيرو پندار آنان باشيم در اينكه كمي تدوين حديث ـ در عهد پيامبر ـ در درجه نخست ، به کمبود وسايل كتابت بر میگردد ؛ زيرا اين کمبود ، به اين حد مبالغه آميز نبود .
در هر حال ، كمبود نسبي ابزار نگارش ، از عواملِ ترك تدوين حديث میتواند باشد ، ليكن بي گمان تنها عامل نيست . ندرتِ اين اَدوات ، صحابه پيامبر را از اين باز نداشت كه سختيها و دشواريها را بر خود هموار سازند و همه قرآن را در پالان شتران و شاخههای
[١٠١]. دراسات في الكافي والصحيح: ١٤؛ دراسات في الحديث والمحدثين: ١٧.
[١٠٢]. بنگرید به، فجر الإسلام: ١٣ ـ ١٤.