منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٧٣
صحابه ـ و دستاوردهای سياستِ آموزشي پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم که در عهد خود آن حضرت ثمر داد ، بعد از وفات او بايد چندان برابر میشد .
بي گمان شمار زيادي از صحابه در عصر پيامبر سواد خواندن و نوشتن را داشتند ، گرچه اغلب مردم در آن زمان با كتابت آشنا نبودند ، ليكن همان كساني كه میدانستند بسنده بود .[٩٨]
استاد خطيب بر آن است تا سببِ باورپذیری براي منع تدوين ارائه دهد . در این راستا بعضي از انگيزههای کليشهای را ـ كه در آنها بر ديگران تاخت ـ دوباره میآورد و مینويسد :
سبب منع تدوين رسمي سنّت در عهد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ناآگاهی مسلمانانِ آن زمان به كتابت و خواندن نبود ـ در ميان آنان قاريان و كاتباني بودند كه قرآن را تدوين كردند ـ بلكه اسباب ديگري وجود داشت ، مهم ترين آنها ترس از مشتبه شدن قرآن با سنّت بود ، و نيز بدان خاطر كه مسلمانان با اشتغال به تدوين سنّت از كتابت قرآن و آموزش و حفظ آن باز نمانند .[٩٩]
دكتر عبدالغني ، به همين خطا گرفتار میآید . وی در ردّ سخن ابن قُتَيْبَه مینويسد :
دليل عمده در ثبوت نهي ، حديث ابي سعيد خُدري است و از آن به دست میآيد كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم كساني را كه از كتابتِ سنّت بازداشت ، اجازه نوشتنِ قرآن داد . اگر علّت نهي ، بيمِ خطا در كتابت بود ، چگونه پيامبر كتابتِ قرآن را برايشان اجازه داد ؟ [١٠٠]
سيّد هاشم معروف ، میگويد :
[٩٨]. دراسات في الحديث النبوي ١: ٧٣.
[٩٩]. السنّة قبل التدوين: ٣٤٠.
[١٠٠]. حجيّة السنّة: ٤٣٠ و٤٤٤.