منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٧٢
به كمي كاتبان و درست ننويسي آنها نمیتوانیم اعتنا كنيم در حالي كه ميانشان كساني خوب و استوار مینوشتند ؛ مانند : زيد بن ثابت و عبدالله بن عَمْرو بن عاص .
اگر از باب جَدَل ، کمیابی وسايل كتابت و دشواري تأمين آنها را بپذيريم ، در رد آنان همين بس كه مسلمانان قرآن را تدوين كردند و در اين كار صعوبتي نيافتند ؛ پس اگر میخواستند حديث را تدوين كنند ، فراهم ساختن اين وسايل برايشان دشوار نبود ؛ چنان كه بر كساني كه حديث را به خواست پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نوشتند اين كار سخت نبود .
پس بايد اسباب ديگري را جُست .[٩٧]
دكتر مصطفي اَعظمي میگويد :
اگر آشنايي آنان را به كتابت برنتابیم ، چگونه به نوشتن خودِ قرآن تن دهیم؟ آيا صحابه ، به ترتيب ، قرآن را نمینوشتند؟!
اگر صحابه توان نوشتن نداشتند ، انگيزهای براي منع آنان از کتابت نبود ، پس معناي اين سخن پيامبر چيست كه فرمود : «ولا تَكْتُبُوا عَنّي شيئاً سِوی القرآن» ؛ از من جز قرآن چيزي ننويسيد .
خودِ اين حديث ، اشاره دارد به اينكه آنان قرآن و نيز غير قرآن را مینوشتند .
باري ، وجود شمار زيادي از كاتبانِ پيامبر و اداره دولتي بزرگ در عهد خلفاي راشدين ، وجود كاتباني را میطلبيد كه به حساب و مانند آن آشنا باشند .
بنابراين ، گريزي نيست جز اين سخن كه : در آن زمان شمار زيادي بودند كه خواندن و نوشتن را خوب میدانستند ـ حتّي در عصر خود
[٩٧]. السنّة قبل التدوين (محمّد عجاج خطيب): ٣٠١ ـ ٣٠٢.