منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٦١
اسم «تلمود» در عالَم تألیف یافت .[٨١]
از اين دو متن (كه اندكي پيش ذكر شد) درمييابيم كه توجيه خليفه دوم براي منع تدوين سنّت ، در دو چيز منحصر میشود :
١ - ترس از ترك قرآن و اشتغال به غير آن .
٢ - بيم از مخلوط شدن حديث با قرآن .
توجيه اول
بر اين تعليل ، اشكالات زير وارد است :
یک : اين توجيه ، تحتِ نقابهای گذشته و براي شرايط ويژهای صدور يافت ؛ زيرا میگويد : «وإنّي ذكرتُ قوماً . . .» (من قومي را به ياد آوردم . . .) و «أُمنية كأُمنية أهل الكتاب» (آرزوبافي! چون آرزوي اهل كتاب) .
ما به اسرار پشت پرده اين ماجرا ، هنگامِ وارسی عامل پايانی ، اشاره میكنيم .
افزون بر اين ، میتوان گفت : اين تصوُّر ذهنی خليفه ، در ارتباط با صحابيان نخستين پذيرفته نيست ؛ زيرا اين علت ، آنان را در بر نمیگيرد .
دو : اين تعليل ، پيچيدگي و ابهام فراواني را در بر دارد . اینكه ترس (از ترك قرآن) سبب اصلی براي منع عُمَر باشد شک برانگیز است ؛ زيرا هيچ مسلمانی انکار نمیکند كه ترك قرآن و پرداختن به غير آن ، منهي عنه و حرام میباشد .
ليكن اين ادعا كه اشتغال به غير قرآن به تركِ قرآن میانجامد ، خلطي آشكار و سخني نادقيق است ؛ چراكه آنچه منافي قرآن باشد (مانند روي آوردن به تورات و انجيل و عقايد و نظراتِ موجود در آنها) به تركِ قرآن منجر میشود .
امّا عنايت و توجّه به مُفَسِّر قرآن و تبيين گرِ آن ـ چنان كه خداي متعال فرمود : لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ[٨٢] (ما اين قرآن را فرستاديم تا براي مردم تبيين كني) ـ و اين كار را ترك و هجران قرآن شمردن ،
[٨١]. الفكر الديني اليهودي: ٦٥ و٨٣.
[٨٢]. سوره نحل (١٦) آیه ٤٤.