منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٦٠
به عُمَر خبر رسيد كه در دست مردم كتابها (و نوشتههايي) هست ، وي اظهار بياطلاعي كرد و ناخوشايندش افتاد و گفت : اي مردم ، به من خبر میرسد كه در دستتان كتابهایی است ، دوست داشتنيترين آنها نزد خدا راستترين واستوارترين آنهاست ؛ هيچ كس نزدش كتابي باقي نگذارد مگر اينكه برايم بياورد تا در آن نظر دهم .
مردم گمان بردند كه عُمَر میخواهد در آنها بنگرد و چنان استوارشان سازد كه اختلافي در آن نباشد . از اين رو ، كتابهایشان را آوردند . عُمَر آنها را با آتش سوزاند ، سپس گفت : آرزوي (خامي) بود مانند آرزوی اهل كتاب ! [٧٨]
در الطبقات الكبری (آمده است كه گفت) : مثناة كمثناة أهل الكتاب .[٧٩]
احتمال میرود واژه «مثناة» تحريف شده «مشناة» باشد ؛ روايات دهان به دهاني كه يهود آنها را تدوين كردند سپس علمايشان آن را شرح دادند . آن شرح «گمارا» ناميده شد . آن گاه در دو كتاب جمع آوري كردند كه مجموع اصل و شرح آن «مشناة» نام گرفت .[٨٠]
دكتر حسن ظاظا میگويد :
در كنار كتاب مقدّس يهود ، با گذشت زمان ، ميان آنان نصوص مقدّس ديگري پديد آمد كه مشهورترين آنها «مشنا» و «گمارا» است . كتاب اول به زبان عبري است و دومي ـ تفسير آن ـ به زبان آرامي میباشد . از مجموع اين دو با هم ، كتابِ نامدار و معروفي به
[٧٨]. حجيّة السنّة: ٣٩٥.
[٧٩]. طبقات ابن سعد ١: ١٤٠.
[٨٠]. بنگريد به، الفكر الديني اليهودي: ٦٥ ـ ٨١؛ دلائل النبوّة (ابي نُعَيم): ٦٣٨، ذيل رقم ٤٢٨؛ الصحيح من سيرة النبي الأعظم ١: ٥٩؛ الموسوعة العربية الميسّرة: ٥٤٣؛ واژه «تلمود»؛ تدوين السنّة الشريفة: ٣٤٠؛ موسوعة المورد ٤: ١٩٩، واژه «الجماره».