منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٥٩
عامل دوم ، نظري است كه عُمَر بن خطاب آن را مطرح ساخت . رأي عُمر را از دو متن زير میتوان به دست آورد :
الف) از عُرْوَة بن زُبَير نقل شده است كه :
عُمَر بن خطاب میخواست سننِ پيامبر را بنويسد . در اين باره با اصحاب پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم مشورت كرد ، آنان به نگارش آن اشاره كردند . عُمَر ، در كتابتِ سنّت يك ماه از خدا خير میخواست ، سپس يك روز صبح كه خدا عزمش را جزم كرد ، گفت : میخواستم سنن را بنويسم ، قومي را به ياد آوردم كه پيش از شما بودند كتابهایی نوشتند و به آنها سرگرم شدند و كتاب خداي متعال را رها كردند!
به خدا سوگند ، من هرگز كتابِ خدا را به چيزي نمیپوشانم (و مشتبه نمیسازم) .[٧٦]
و از يحيي بن جَعْدَه روايت شده است كه :
عُمَر بن خطاب میخواست سنت را بنويسد . سپس دریافت كه اين كار را نكند ، آن گاه به شهرها نوشت : هركس چيزي از سنّت نزدش هست ، آن را محو و نابود سازد .[٧٧]
ب) از قاسم بن محمّد بن ابي بكر ، نقل شده است كه :
[٧٦]. الجامع (معمر بن راشد) ١١: ٢٥٧ ؛ مصنَّف عبدالرزاق ١١: ٢٥٨، حديث ٢٠٤٨٤؛ تقييد العلم: ٤٩؛ المدخل إلي السنن الكبري ١: ٤٧.
[٧٧]. كنز العمّال ١٠: ٢٩٢، حديث ٢٨٤٧٦؛ تقييد العلم: ٥٣؛ حجيّة السنّة: ٣٩٥.