منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٥٥
حديث ، بار دوم ، ابوبکر كتابت و تدوين را ممنوع ساخت .
اين زنجيرة منع ـ آن گاه كه از نظر زماني سنجيده شود ـ شايان اهميتِ زيادي نمیباشد ؛ زيرا منع حديث گويی و حديث نگاری از چهار سال فراتر نرفت ، و قدمِ نخست در اين راستا بود ، سپس عُمَر همين طريق را در پيش گرفت و به وسيله ديگران اين كار ـ به جز در خلافت علی علیهالسلام ـ استمرار يافت تا اينكه در عهد اموي باب تدوين گشوده شد .
واقع اين است كه ابوبكر و عُمَر و عثمان در منع تدوين حديث ، موفقيت زيادي كسب كردند ، ليكن اين ظفرمندي در منع از نقل حديث به دست نيامد . صحابه و تابعان و پيروانِ تابعان به اين منع ملتزم نشدند ، هرچند به انصراف از تدوين تظاهر میكردند تا اينكه عمر بن عبدالعزيز باب تدوين را گشود .
زماني كه تدوين حديث از سوي حكومت ـ در زمان امويان ـ آزاد شد ، مقدمه شيوع آشكار احاديث ساختگی از هر جهت فراهم آمد و اين فرصت را به دست داد كه حاكمان اموي ، تعداد زيادي از تدوينگران را گرد آورند تا برايشان احاديثي را تدوين کنند كه آنان میپسندند .
اين كار پس از فراگير شدن جعل حديث از اوائل دوره اموي بود . ما در كتاب وضوء النبي به تفصيل در اين باره سخن گفتهايم ، در آنجا آوردهايم كه : معاويه به كَعْب الاَحبار دستور داد كه در مسجد بنشيند و براي مردم سخن بگويد تا بدين وسيله احاديثي را كه معاويه میخواهد ، برايش جعل كند و به معارضه احاديثي بپردازد كه دل پسند او نيست . بدين گونه ، احاديث زيادي از زبان پيامبر به دست او جعل شد .[٧٣]
از اين رو ، میتوانيم بگوييم : نظر ابوبكر يك چيز بيش نبود ، او میخواست باب حديث گويی و حديث نويسی را ببندد ، هرچند براي منع از نقل حديث ،
[٧٣]. بنگرید به، وضوء النبي (المدخل) ص٢٥٦.