منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٥٥
از ابو نَضْرَه روايت شده كه گفت :
ما نزد جابر بوديم ، كسي آمد و گفت : ابن عبّاس و ابن زُبَير درباره متعه زنان و حج اختلاف كردند . جابر گفت : با رسول خدا اين كار را كرديم ، پس از آن عُمَر ما را از آن دو بازداشت و ما مرتكب نشديم .[٨٩٤]
هدف از بازگويي بعضي از روایات از ابن عبّاس اين است كه بیاگاهانیم نسبتهایی كه به ابن عبّاس (و اَمثال او) در متعه داده میشود ، درست نمیباشد ؛ زيرا چنين رأيهایی در مجراي فقه حاكم ريخته میشود و بر خلاف متون صريحي است كه از مخالفانِ حكومت ثابت میباشد .
مشهور است كه معاويه نخستين كسي است كه (با لعن علي و خاندانش و لعن ابن عبّاس بر منابر) روح دشمني و كينه توزي نسبت به اهل بيت را به مردم خوراند و از سر كينهای كه با حضرت علی علیهالسلام داشت ، در تحريف شريعت از مجراي اصلياش كوشيد .
در چنين شرايطي آيا فقه حضرت علی علیهالسلام و ابن عبّاس میتوانست چونان فقه گروه حاكم باقي بماند؟! با اينكه میدانيم خلفاي اموي و عبّاسي فقه شيخين و عثمان و عايشه را در پيش گرفتند ، بلكه به جهت وجود طالبيان و معارضه با آنها ، آنچه ر ا بر خلافِ امام علی علیهالسلام ابراز میشد برمي گرفتند و آن را بر فقه ديگران ترجيح میدادند .
[٨٩٤]. صحيح مسلم ٢: ٩١٤، حديث ١٢٤٩ (و ص١٠٢٣، حديث ١٤٠٥)؛ سنن بيهقي ٧: ٢٠٦، حديث ١٣٩٤٧؛ فتح الباري ٩: ١٧٤.