منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٤٩
براي خلافت پس از خود تعيين كرد .
امثالِ او ـ به جهت جايگاهي كه داشتند ـ میتوانستند با معاويه مخالفت كنند ، امّا ديگر صحابه نمیتوانستند در برابر اجتهادات معاويه بايستند .
آري ، سعد و عمران بن حُصَين و عُبادة بن صامت (و ديگر صحابه مشهور) میتوانستند در برابر آراي معاويه ـ و بسا عثمان و عُمَر ـ ايستادگي كنند ، ليكن در همان حين ، از قدرتِ آنها میترسيدند ؛ به ويژه قدرتِ معاويه كه به مكر و نيرنگ مشهور بود . . .
از عِمران بن حُصَين روايت شده است كه وي رازي را آشكار ساخت كه در زمان شيخين و عثمان آن را در دل داشت . چون زمانِ مرگش فرارسيد ، آنچه را نزدش بود به «مُطَرِّف» سپرد . مسلم و ديگران از مُطَرِّف حكايت كردهاند كه گفت :
عمران بن حُصَين ـ در بيماری منجر به مرگش ـ برايم پيغام فرستاد [كه نزدش بروم ، پيش او حاضر شدم] گفت : من احاديثي را برايت باز میگويم بدان اميد كه پس از من برايت سودمند باشد . اگر زنده ماندم ، دم فرو بند و اگر مُردم ، میتواني آنها را حديث كني .
بدان كه پيامبر خدا ٠ ميان حج و عمره جمع كرد . پس از آن ، آيهای در اين باره نازل نشد و پيامبر از آن نهي نكرد . مردي به سليقه خودش آنچه را خواست ، گفت .[٨٨٧]
در حديث ديگر از مُطَرِّف نقل شده كه گفت :
عمران بن حُصَين برايم گفت : امروز حديثي را برايت میگويم كه بعدها خدا تو را به آن نفع بخشد . بدان كه رسول خدا گروهي از اهل خود را در دهه ذي حجه ، رهسپار عُمره كرد ، آيهای كه آن را
[٨٨٧]. صحيح مسلم ٢: ٨٩٩، حديث ١٢٢٦؛ شرح نووي علي صحيح مسلم ٨: ٢٠٦؛ مسند احمـد ٤: ٤٢٨؛ معجم الشيوخ (صيداوي): ٣٤٥؛ المسند المستخرج علـي صحيـح مسلـم ٣: ٣٢٥، حديث ٢٨٤٥.