منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٤
بلي ، رسول خدا ٠ به درنگ در نقل روايت فراخواند تا صحيح از ضعیف شناخته شود و سدّ باب روايت و تحديث را تشريع نكرد . بر عهدة خليفه بود كه احاديث را تصحيح كند ؛ اگر در آن دروغي هست ، حذف كند و اگر چيزي نيازمند توضيح است ، آن را روشن سازد و اگر چيز ديگري میباشد به آن اشاره كند ، نه اينكه همه را با فرض شك و احتمالِ دروغ ، از بين ببرد .
عِلم از چيزهايي است كه ـ به طور عام ـ محوِ آن جايز نمیباشد ، چگونه ممكن است نابود ساختن سخن پيامبر گرامي [كه علم حقيقي است] روا باشد؟! بر اين اساس ، سوزاندن روايات در هيچ حالي جايز نيست ؛ به ويژه آنكه در بيشتر آنها اسم «الله» و احكامِ خداست كه اهانت به آنها هرگز جايز نمیباشد .
ابوبكر اگر میخواست آنها را نابود سازد ، راههای ديگري ـ كه پاك و تهي از ابهام است ـ پيش روي او وجود داشت ؛ مانند محو آنها با آب ، يا دفنشان در زمين يا . . .
باري ، مسلمانان رابطه ريشهای ميان تحديث و تدوين را احساس كردند (و اين امر بر هوشياري و فرهنگ آنها دلالت میكند) لذا درباره جواز كتابت احاديثِ پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم از او پرسيدند ؛ زيرا احتمال دادند كه آن حضرت ، منع كند يا نوشتن را به قيودي مقيّد سازد يا در كتابتِ آن شروطي را مطرح سازد .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در پاسخ فرمود : «اُكتبوا ولا حَرَج» ؛ بنويسيد ، باكي نيست .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در نوشتن ، اين دغدغه را نفي كرد و رفع حَرَج فرمود ؛ زيرا بر مسلمان است كه در آنچه از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم مینويسد و تدوين میكند ، درنگ ورزد و چيزهاي دروغ را ننگارد . بيش از اين ، شرطي نمیباشد .
٣ - اگر اعتقاد يابيم كه احتمال كذب ، راوي را از اعتبار میاندازد (چنان كه ابوبکر بیان داشت) باید آنچه را از پيامبر در صحاح و مسانيد روايت شده است دور افكند ؛ چرا که اين احتمال در آنها هست ، در حالي كه احدي به آن قائل نيست ؛ زيرا مقتضاي اين قول اين است كه اصلي از اصولِ تشريع اسلامي از اعتبار بیفتد و سنّتِ نبوي ـ به طور كامل ـ پايان يابد و همه احكام فرعي (كه از