منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٣٧
حاكمِ پيشين پا گذاشت ؛ و اين امر ، هم آموزي پياپي را براي رشد مكتب اجتهاد و رأي ـ در برابر مكتب تعبّد محض به سنّت ـ اثبات میكند .[٨٦٠]
منع تدوين تا دوران خلافت عمر بن عبدالعزيز ـ كه باب تدوين را گشود ـ ادامه يافت . اين خليفه ، فدك را به اولاد حضرت فاطمه٢ بازگرداند .[٨٦١] شايد اين كار براي ملازمه و ارتباط ميانِ آن دو بود ؛ زيرا تدوينِ حاصل ـ علي رغم نقصهایی كه داشت ـ براي مسلمانان سودمند بود و حقايق بسياري را روشن میساخت ؛ هرچند از سوي ديگر ، هدف ، تثبيت اصول مكتب اجتهاد بود تا در مقابل مكتب تدوين و نقل حديث ، از خود دفاع كند .
روشن سازي اين حقايق ، همراه با اقداماتي كه عمر بن عبدالعزيز انجام داد ، نتايج خوشايندي را در پي داشت ؛ زيرا از خلالِ تدوين و اِتفاقِ مورخان و اصحاب سنن بر نقل ادّعاي حضرت فاطمه٢ (و اينكه فدك در اختيار آن حضرت بود و پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آن را به او بخشيد)[٨٦٢] براي خليفه ، امر «فدك» روشن گشت .
اين روشن بيني در عقل عمر بن عبدالعزيز جايگاه خود را پيدا كرد ، وي «فدك» را به اولاد حضرت فاطمه٢ بازگرداند و با اين كار ، كفه مكتب «تعبّد محض» بر كفّه مكتب «اجتهاد و رأي» رجحان يافت .
[٨٦٠]. در كلام حضرت زهرا و امام علي و اهل بيت علیهم السلام دلالتهای روشني بر اين امر هست؛ مانند اين سخن حضرت زهرا٢ خطاب به زنان مهاجر و انصار: «ويعرف التالون غِبَّ ما أسّس الأوّلون» و آیندگان فرجام کاری را که اولیها بنیان نهادند، دریابند. و اين سخن كه «در خطبه فدک» فرمود: «تتربّصون بنا الدوائر وتتوكّفون الأخبار» رویدادهای ناگوار را برای ما انتظار میکشیدید و گوش به زنگ اخبار بوديد.
[٨٦١]. فتــوح البلـدان ١: ٣٨؛ شرح نهج البلاغه ١٦: ٢٧٨؛ معجم البلدان ٤: ٢٣٩؛ الكامـل٢: ١٠٤ـ١٠٥.
[٨٦٢]. مسند ابي يعلي ٢: ٣٣٤، حديث ١٠٧٥ و١٤٠٩؛ شرح نهج البلاغه ١٦: ٢٦٨؛ الدرّ المنثور ٥: ٢٧٣ ـ ٢٧٤.