منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٣
اعتماد داشتم) آيا میتوانيم به صرفِ احتمالِ دروغ و سهو ، مرويات او را از اعتبار ساقط سازيم و برنگيريم؟
آيا لازمه اين كار ، انكارِ حجيّتِ خبر ثقه نيست؟! و پس از آن ، ما نمیتوانيم بر خبر هيچ ناقلي اعتماد كنيم ؛ زيرا امكان احتمال كذب در آن هست!
رافع بن خَدِيج میگويد :
روزي در حال گفت و گو با يکديگر بوديم که رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بر ما گذشت ، فرمود : چه میگوييد؟
گفتيم : آنچه را از شما شنيديم اي رسول خدا .
فرمود : «حديث كنيد ، ليکن بدانيد كسي كه بر من دروغ بندد ، بايد جايگاهش را براي دوزخ آماده سازد!» و براي انجام كارش روانه شد .
قوم ساكت ماندند ، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آن گاه که باز آمد فرمود : اينان را چه شد كه حديث نمیكنند؟
گفتند : سخني كه از شما شنيديم اي رسول خدا .
فرمود : «مقصودم اين نبود! كساني را اراده كردم كه به عمد بر من دروغ بندند» .
آن گاه ما به نقل حديث پرداختيم ، من پرسيدم : اي رسول خدا ، ما سخناني از شما میشنويم آيا آنها را بنويسيم؟ فرمود : «بنويسيد ، باكي نيست» .[٤٦]
اين روایت ، در آنچه ما گفتيم صراحت دارد كه تحديث و كتابت و تدوين ـ همهشان ـ در عهد پيامبر امور جايز و مشروع بودند ، جمله «تحدّثوا» (حديث كنيد) جواز نقل حديث را همراه با لزوم درنگ در آن تأكيد میكند تا احدي در قلمرو دروغ بستن بر پيامبر نیفتد ، و احتمالِ دروغ گو بودن راوي يا ترس از كذب ، نمیتواند مُجوّزي براي اهمالِ حديث نزد خليفه باشد .
[٤٦]. تقييد العلم: ٧٣؛ المعجم الكبير ٤: ٢٧٦، حديث ٤٤١٠؛ الكامل (ابن عُدَي) ١: ٣٦.