منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤١٢
ورزد و به قانوني كردن آن دست يازد و آن را مشروعيّت مطلق بخشد ، از متنی كه حافظ موفّق بن احمد ـ به اسنادش از محمّد بن خالد ضبّي ـ نقل میكند ، آشكار میگردد ، وي میگويد :
عُمَر براي مردم خطبه خواند و گفت : اگر شما را از آنچه میشناسيد به آنچه آشنا نيستيد برگردانيم ، چه میكنيد؟ همه ساكت ماندند! عمر اين جمله را سه بار بر زبان آورد .
علي (رضی الله عنه) برخاست و گفت : اي عُمَر ، در آن صورت ، تو را به توبه وامي داريم ، اگر توبه كردي ، میپذيريم .
عمر پرسيد : اگر توبه نكردم ، چه؟
علی علیهالسلام فرمود : سرت را جدا میكنيم .
عُمَر گفت : سپاس خداي را كه در اين امّت كسي را قرار داد كه هنگام كجروي ، ما را به راه راست درآورد .[٨١٨]
از اين نقل ، چند نكته را میتوانيم دريابيم :
١ - عمر گفت : «از آنچه میشناسيد به آنچه آشنا نيستيد» و نگفت : «از آنچه میشناسيم به آنچه انكار میكنيم»
اين تعبير ، براي اهل تحليل ، اشارهای در بر دارد ؛ پس نيك بينديش .
٢ - اينكه مسلمانان خاموش ماندند با اينكه عُمَر سه بار سخنش را تكرار كرد ، آشكارا بر سياست زور و فشار فكريای دلالت دارد كه عمر در حقّ صحابه به كار بست ؛ و اين ، با آنچه ما در پيش آورديم (حبس صحابه در مدينه ـ پيـش خود ـ و منع آنها از نقل و نگارش حديث) همسوست .
٣ - روشن شدن موضع صريح پيروان مكتب تعبُّد ، و اينكه آنان هرگز به آوردنِ احكامي كه مبناشان اجتهاد و رأي است ، راضي نمیشدند ؛ و «به آنچه
[٨١٨]. مناقب خوارزمي: ٩٨.