منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤١
رسيده است كه فرمود : «اكتبوا»[٤٢] (بنويسيد) ، «قَيِّدوا»[٤٣] (دانش را با نوشتن ماندگار سازيد) ، «اكتُب فَوَالذي نَفْسي بِيَده ما خَرَجَ مِنه إلاّ الحقّ»[٤٤] (بنويس! سوگند به كسي كه جانم به دستِ اوست جز حق از آن بيرون نيايد) ، «استَعِن علی حفظك بيمينك»[٤٥] (از دستت بر حافظهات ياري بخواه) .
مانند اين سخنان بسيار است و ما نمیخواهيم در اين زمينه ، سخن به درازا كشد .
متن اول
حال كه اين مطلب روشن شد ، مناقشه در متن اول را با اين پرسشها پي میگيريم :
چرا شبْ هنگام ، خليفه اول در بستر آرام نمیگرفت و پيوسته از اين پهلو به آن پهلو میشد؟
آيا از دردي میناليد؟ يا چيز خطيري از امر خلافت و شئون مسلمانان ، او را بي قرار میساخت و خواب را از چشمانش میربود؟
پيش از اين ، سخن عايشه گذشت كه گفت : «آيا از دردي به خود میپيچي يا خبري [ناگوار] تو را رسيده است؟» و توجيه ابوبکر را در اين باره ، دريافتيم .
آيا اين تعليل كه خليفه بيان داشت «آن گونه كه برايم حديث كرده ، نباشد» درست است؟ و آيا تعليل او میتواند مجوزي براي سوزاندن آنچه را گرد آورده بود ، به شمار آيد؟
[٤٢]. صحيح بخاري ١: ٥٣، حديث ١١٢؛ صحيح مسلم ٢: ٩٨٨، حديث ١٣٥٥؛ سنن ترمذي ٥: ٣٩، حديث ٢٦٦٧.
[٤٣]. مستدرک حاکم ١: ١٨٨، حديث ٣٦٢.
[٤٤]. مستدرک حاکم ١: ١٨٧، حديث ٣٥٩؛ تقييد العلم: ٨٠ ـ ٨١؛ مسند احمد ٣: ١٦٢؛ سنن دارمي ١: ١٣٦، حديث ٤٨٤؛ جامع بيان العلم ١: ٧.
[٤٥]. سنن ترمذي ٥: ٣٩، حديث ٢٦٦٦؛ المعجم الأوسط ١: ٢٤٥، حديث ٨٠١ (و جلد ٣، ص١٦٩، حديث ٢٨٢٥).