منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٠٨
اخذ سنّت فرا میخواندند ، از رأي باز میداشتند و به لزوم تدوين سنّت تصريح میكردند با تأكيد بر اينكه «قرآن» ناقص نمیباشد و بيان هر چيزي در آن هست . اينان «سنّت» را نقل میکردند ، هرچند شمشير بُرّان بر گردنهاشان نهاده میشد .[٨١٢]
امّا آنان كه به اجتهاد و رأي فرا میخواندند ، با تدوينِ سنّت مخالفت میورزيدند و بابِ رأي را در هر چيزي میگشودند .
اجتهاد ، نمادی برای خلافت
كساني كه به پذيرش آرای ابوبكر و عمر (حتّي در صورت مخالفت آنها با نصوص) معتقد بودند ، آوردن حديث زياد از پيامبر را نمیپسنديدند و تدوين را بر نمیتافتند .
با مراجعه به قرارهاي روز شورا و سبب ترجيح «جناح ابن عوف» توسط عمر ، و الزام همگان به تن دادن به تصميم وی ، میتوان دريافت كه اين وقايع از يك حقيقت سياسي خبر میدهد كه درباره آن ، دكتر ابراهيم بيضون چنين میگويد :
از سوی ديگر ، مطرح شدن ناگهاني عبدالرَّحمان بن عوف بعد از حادثه ترور عمر و به صحنه آمدنش در وقت مناسب در كنار عُمَر (چراكه عمر پس از آنكه كارد به شكمش خورد ، از عبدالرَّحمان خواست كه امام جماعت شود) نيز جاي مناقشه دارد ؛ اين صحابي اشراف زاده ـ بعد از آنكه در حاشيه میزيست ـ ناگهان در متن حوادث قرار گرفت تا نقش اول را در تعيين خليفه بازي كند .[٨١٣]
پیداست كه در پشت پرده بعضي از اصول (مثل اجرايی کردن قانونهای دوران ابوبکر و عمر) كه امروزه جزو شريعت شده است ، مسائل سياسي قرار
[٨١٢]. مانند ابوذر؛ بنگرید به، صحيح بخاري ١: ٣٧، حديث ٦٧؛ سنن دارمي ١: ١٤٦، حديث ٥٤٥؛ حجيّة السنّة ٣: ٤٦٤.
[٨١٣]. ملامح التيّارات السياسيّة في القرن الأوّل الهجري: ١٠٣.