منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٠٠
در عهد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به رأي گرايش داشتند ، رشد كرد و توسعه يافت .
با اين روند ، هر چيزي از واقعيّتِ خود فاصله گرفت و دگرگون شد ؛ صحابي امري را راجح میساخت به اعتبار تأديب منحرفان! تحريم حلال و تحليل حرام ، حقّي طبيعي براي خليفه گشت بدان اعتبار كه مصلحت مسلمانان در آن است! تعدُّد فتوا در «جَدّه» (مادر بزرگ) (و غير آن) به صورت امر مألوفي درآمد به اعتبار اينكه هر آنچه را مجتهد فتوا دهد حكم خداست! و در زمانِ عمر هر حكمي صحيح دانسته شد (چنان كه خليفه گفت : آن سال ، آن حكم را داديم ، و اكنون اين حكم را) و سهم «مؤلّفة قلوبهم» لغو شد به اعتبار اينكه اسلام ، عزيز است و . . .
اینها ـ همه ـ تبديل و تبدُّلهایی است كه بر مسلمانان عارض شد ، و فقه نادرستي نزدشان شكل گرفت و عقايدي كه پيامبر آن را نمیپسنديد (چنان كه در گريه بر ميّت و جز آن ، باورهاي نادرستي پديد آمد) و برداشتهایی بي پيشينه بود .
مصيبت بزرگ در مرحله چهارم تغيُّر فرود آمد و آن مرحله «اعتراض» است ؛ يعني حركت بر خط نامستقيم ، كه رونده در اثناي مسير طولي اش ، حركت عرضي دارد و هر اندازه ، سريعتر برود ، بيشتر از راه مستقيم دور میشود .
اين تعبير امام علی علیهالسلام بسيار دقيق میباشد و سزامند است در آن درنگ شود و جوهره و معاني فراوانِ آن ، در كانون توجّه باشد .
در مراحل پيشين ، سير در بيراهه بود و اميد میرفت كه اگر براي مردم دليل بر راه سنگ فرش و آماده ، فراهم آيد ، سوي آن بازگردند ، ليكن فقدان دليل استوار منجر به اين شد كه از دو مرحله اخير بگذرند و حركتشان به صورت «اعتراضي» درآيد كه راست كردنِ آن امكان ندارد ؛ چراكه اصول (مطرح شده) اَصالت يافت و سير در مجراي غير طبيعي به عنوان قاعدهای درآمد و مانند يك حالت نادر در زمانِ مُعيّن نبود كه علاج آن ممكن باشد .
هنگامي كه معناي «اعتراض» را در نظر آوريم ، در میيابيم كه هر اندازه سير ادامه يابد ، شكاف انحراف وسيعتر میشود و هر قدر مدّت بگذرد ، دوري از راه اول فزوني میيابد .