منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٩٨
نداند كه بر خطاست يا به حقيقت رسيده ، اگر به صواب رفته باشد ، ترسد كه راه خطا پيموده ، و اگر به خطا رفته ، اميد دارد آنچه گفته صواب بوده ، ناداني است كه راه جهالت را پويد ، كوري است كه در تاريخي گمشده خود جويد ، آنچه گويد نه از روي قطع و يقين گويد ، به گفتن روايتها پردازد ، و چنان كه كاه بر باد دهند ، آن را زير و رو سازد .[٧٩٧]
پس از ذكر مرحله اول ، امام ١ میفرمايد : «وشماس» زيرا نتيجه طبيعي حركت بر بي راهه و بي راهنما اين است كه اين حركت ، به رميدن و انواعِ واكنشهای نسنجيده بينجامد .
از اين روست كه در ميان مسلمانان (بدان جهت كه راه ديني درست را ترك كردند و ضايع ساختند) بروز پديدهها و رفتارهاي غير طبيعي را مینگريم كه پيش از آن سابقه نداشت ؛ فزوني قتل بردهها به وسيله مالكانشان از آن جمله است كه باعث شد عمر ـ بر خلاف سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم كه فرمود : «لا يُقتَل حُرٌّ بِعَبْد» ؛[٧٩٨] شخص آزاد در برابر عبد كشته نمیشود ـ قانون «قتل حُرّ در برابر عبد»[٧٩٩] را بنيان گذارد .
رميدن و تصرّف غير طبيعي را از هر دو طرف میتوان ديد ؛ نخست از «خليفه» كه جاده (درست) را بر مردم ضايع ساخت و از «مردم» كه از اين قانون اسلامي ، سوء استفاده كردند . اين امر ، نتيجه عدم حضور خودآگاهي ديني برگرفته از نصوص بود كه قتل نفس و رفتار ناشايست با ديگران را حرام میدانست .
اين امر ، عينِ «نفار» (رميدن) است ، همان حالت خطرناكي در جامعه كه در آن ، عقدهها و انتقام جوييها و مشاجرهها و آزادیهای غير قانونی اجتماعي ، دست به دست هم میدهند .
[٧٩٧]. نهج البلاغه (ترجمه دكتر سيّد جعفر شهيدي): ١٩، خطبه ١٧.
[٧٩٨]. سنن دارقطني ٣: ١٣٣، حديث ١٥٨ و١٦٠؛ سنن بيهقي ٨: ٣٥؛ و بنگرید به، مصنّف ابن ابي شيبه ٥: ٤٠٩، حديث ٢٧٤٧٧؛ الموطّا ٢: ٨٧٣.
[٧٩٩]. الديات (شيباني) ١: ٥٤؛ به اسناد از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت میكند كه، ابوبكر و عمر میگفتند: الحُرّ يُقْتَل بالعبد؛ آزاد در برابر بنده، به قتل میرسد.