منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٩٥
در نيايد ، سواري را مانِست كه بر بارگيرِ توسن نشيند ، اگر مهارش بكشد ، بيني آن آسيب بيند ، و اگر رها كند سرنگون افتد و بميرد . به خدا كه مردم چونان گرفتار شدند كه كسي بر اسب سركش نشيند ، و آن چارپا به پهناي راه رود و راهِ راست را نبيند . من آن مدّتِ دراز را با شكيبايي به سر بردم ، رنج ديدم و خون دل خوردم .[٧٩٥]
ابن ابي الحديد در شرح اين سخن امام كه فرمود : «ويكثُرُ العِثارُ فيها والإعتذار منها» میگويد :
منظور امام اين است که : راه صاف و هموار نيست ، بلكه چونان طريق پر از سنگ است كه پيوسته رونده میلغزد (و به زمين میخورد) .
و امّا کلمه «منها» در قول امام که فرمود : «والاعتذارُ منها» امكان دارد «مِن» بر اصل خودش باشد ؛ يعني عُمَر بسياري اوقات به امري حكم میكرد سپس آن را میشكست ، فتوايي میداد و از آن بازمي گشت و از فتواي نخست خود پوزش میخواست .
و ممكن است «مِن» در اينجا براي تعليل و سببيّت باشد ؛ يعني اعتذار مردم از كارها و حركاتشان به خاطر فتواهاي عمر ، زياد شد . شاعر میگويد :
أَمِن رسمِ دار مَرْبَعٌ ومَصِيفُ لَعَيْنَيْكَ مِن ماء الشُّؤُن وكِيفُ
يعني آيا بدان جهت كه (گذشت) بهار و تابستان اين خانه را نابود ساخت و اثرش را بر زمين نهاد ، اشك هايت جاري است؟!
و «الصَّعْبة مِنَ النُوق» شتري است كه به سواري تن ندهد ؛ اگر راكب افسارش را بكشد بينياش را بدَرَد و اگر شُل و رها سازد ، به
[٧٩٥]. نهج البلاغه (ترجمه دكتر سيّد جعفر شهيدي): ١٠، خطبه ٣.