منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٩
بيسوادي ، آن گونه كه بعضي از نويسندگان و مستشرقان پنداشتهاند ميان عرب فراگير نبود ، به ويژه عرب حيره و سرزمين شام ؛ زيرا آنان روزگار درازي با همسايگان فارس و روم زيستند و به اقتضای شرايطی كه آنان را دربر میگرفت و روزگاری كه با اين ملل متمدن سپري ساختند ، برايشان بعيد نبود كه نوشتن را بياموزند و علوم و عاداتي را كه زندگيشان نياز داشت و راههای زندگی و حيات آزادانه و شرافتمندانه را برايشان آسان و هموار میساخت ، از آنان فرا گيرند .[٣٦]
هنگامي كه قرآن ، كتابت و تدوين را تشريع میكند و سنّت به اين دو ، عنايت و توجّه دارد (تا آنجا كه فِديه (جانْ بهای) اُسراي مشركان را در جنگ بدر ، آموزش هر كدام از آنها ده تن از فرزندان مسلمانان را خواندن و نوشتن قرار میدهد)[٣٧] منع تدوين سنّت از جانب رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم معنا ندارد .
از سويي چرا به راه و روشِ فراگير پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در تشويق بر فرهنگ و انديشه و آموزش ، نمینگريم؟! از جمله توبيخ پيامبر نسبت به گروهی که در بارهشان فرمود :
ما بالُ أقوام لا يُفَقِّهونَ جيرانَهم ولا يُعلِّمونَهم ولا يَعِظُونهم ولا يأمرونهم ولا يَنْهَوْنَهم؟! وما بالُ أقوام لا يَتَعَلَّمون مِن جيرانهم ولا يَتَفَقَّهُون ولا يَتَّعِظون ؟! [٣٨]
اقوامي را چه میشود كه بر درك و بينش همسايگانشان نمیافزايند و آنان را نمیآموزانند و اندرزشان نمیدهند و امر و نهي نمیكنند؟ و اقوامي را چه میشود كه از همسايگانشان علم فرا نمیگيرند و تفقّه نمیكنند و پندياد نمیشوند ؟!
[٣٦]. فجر الإسلام: ١٣ ـ ١٤.
[٣٧]. طبقات ابن سعد ٢: ٢٢؛ بنگرید به، مسند احمد ١: ٢٤٧.
[٣٨]. الترغيب والترهيب١: ٧١؛ مجمع الزوائد ١: ١٦٤.