منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٨٤
اين پایبندی ، در حقيقت ، همان نص را پيروی میکرد (چنان كه بعد از وفات پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم هنگامي كه ابوبكر آيهای از قرآن را به يادش آورد ؛ اين كار رخ داد) .
امّا هنگامي كه بنا بود قضايا ـ تنها ـ با شورا و رأي حل گردد ، رأي ، مشترك بود (همان گونه كه عُمَر بر زبان آورد) .
عُمَر با ابوبكر در مسئله اِقطاع «المؤلّفة قلوبهم» مخالفت كرد و ابوبكر به رأي عُمَر تن داد ، ونيز در مسئله جانشيني ـ كه امر رابه شورا واگذارد ـ بر خلاف ابوبكر گام نهاد .
بر اين اساس ، عُمَر با رأي [و نگرش] ابوبكر مأنوس بود ، ليكن او را براي الزام (همچون نصوص قرآني و نبوي) برنمي گرفت ؛ به دليل مخالفت عُمَر با ابوبكر در بسياري از قضايا و جاها .[٧٧١]
اكنون میپرسيم : چگونه سيره شيخين را برگيريم در حالي كه اختلاف ميان نقلهای آنان و اجتهاداتشان را مینگريم؟
چگونه نسبت اين حديث به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم میتواند صحيح باشد كه بفرمايد : «به دو كس كه بعد از من میآيند اقتدا كنيد» ،[٧٧٢] «با چنگ و دندان به سنّتِ خلفاي راشدين بچسبيد»[٧٧٣] در حالي كه اختلاف آشكاري را ميان آنها در ماجراها و جاهاي فراواني مینگريم؟
ـ آيا در قضيه خالد ، رأي ابوبكر حجّت است يا رأي عُمَر؟
[٧٧١]. اجتهاد الرسول: ٢٩٩ ـ ٣٠٠.
[٧٧٢]. مسند حميدي ١: ٢١٤، حديث ٤٤٩؛ المعجم الأوسط ٤: ١٤٠، حديث ٣٨١٦؛ سنن بيهقي ٨: ١٥٣؛ و ديگر مصادر.
[٧٧٣]. مسند احمد ٤: ١٢٦؛ سنن دارمي ١: ٥٧، حديث ٩٥؛ سنن ترمذي ٥: ٤٤، حديث ٢٦٧٦؛ سنن ابي داود ٤: ٢٠٠، حديث ٤٦٠٧؛ سنن ابن ماجه ١: ١٥ ـ ١٦، حديث ٤٢ ـ ٤٣.