منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٨٠
دیدگاههایی درباره رأی
از «گلدزیهر» (خاور شناس) نقل شده كه وي عقيده داشت كه «رأي» در عصر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نبود ، بلكه پس از پيامبر ، بر شريعت عارض شد .
اين نظر را دكتر محمّد يوسف ، اين گونه بيان میكند :
آري ، اين مستشرق جست و جوگر و شيفته پژوهشهای اسلامي ، بر اين باور است كه «رأي» در نسل اول ـ از تاريخ اسلام ـ پديد آمد ، ليكن در اين مرحله ، پيچيده و تهي از توجيه مثبت و دور از مذهب و شيوه مذهبي به شمار میرفت .
سپس در عصر بعد ، تعريف معيّني به دست آورد ، و در سمت و سوي ثابتي به حركت درآمد ؛ و در اين هنگام بود كه «قياس» شكل گرفت .[٧٦٣]
دكتر موسي بر «گلدزیهر» حمله میكند و در ارزش رأي او وشاگردان خاورشناسش ، ترديد میافكند بدان جهت كه آنان از فهم روح اسلام به دورند و رواياتي را كه ابن قيّم ذكر كرده است ، در اين زمينه كافياند .
با وجود اين ، وي از سخن خويش بازمي گردد و سخني را میآورد كه به نظر «گلدزیهر» نزديك است ؛ میگويد :
حق اين است كه «رأي» در اين فاصله از تاريخ فقه اسلامي ، آن قياسي نيست كه بعدها در عصر فقهاي مذاهب اربعه شناخته شد . امّا رأيي كه بعضي از صحابه به كار بردند ، اگر خود قياس نبود ، خيلي دور از آن به شمار نمیرفت ، هرچند از آنان در علّت و روشها و بحثهایی كه در استعمال قياس گريزناپذيرند ، چيزي
[٧٦٣]. محاضرات في تاريخ الفقه الإسلامي (محمّد يوسف موسي): ٢٤ (چنان كه در مقدمه «النصّ والاجتهاد: ٥٢، اثر سيّد محمّد تقي حكيم» آمده است).