منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٧٨
اگر درباره اجتهاد شيخين نصّ خاصّي میرسيد آن را میشنيدند و میپذيرفتند ، و نمیگفتند : آيا سنّتِ عمر را پيروی کنيم يا سنّت رسول خدا را ؟![٧٥٧] يا اين سخن كه : شما را در هلاكت میبينم! میگويم : رسول خدا فرمود ، میگوييد : ابوبكر و عمر نهي كردند !![٧٥٨]
نكته ظريف اينجاست كه هنگام بررسي حوادث صدر اسلام ، در دفتر اصحاب رأي و اجتهاد (براي تاريك ساختن فضا و ايجاد سر در گمي) نام كساني چون ابن مسعود و مُعاذ و ابن عبّاس و ديگر اصحاب تدوين را ـ كه در زمره پيروان مكتب تعبُّدند ـ مینگريم كه نصوصي به آنها نسبت داده شده است . با چشم پوشي از سند اين نصوص (با شناختي كه از اوضاع و شرايط آن دوران و نياز انصار خليفه به اين نسبتها) داريم وقوع عملي آنها در تاريخ ، بعيد به نظر میرسد .
اگر با شيوه علمي اين قضايا را وارسي كنيم به اشکالات و اضطرابهای زيادي پي میبريم .
ابن حزم ـ و ديگر بزرگانِ اهل سنّت ـ اثبات كردهاند كه حديث مُعاذ درباره اجتهاد ، ساختگي است .
ابن حزم میگويد :
برهانِ ساختگي بودن اين خبر و بطلان آن ، اين است كه : باطل و ممتنع میباشد كه رسول خدا بگويد :
«اگر در كتاب خدا و سنّت پيامبرش ، حكمي را نيافتيد»!
در حالي كه میشنود سخن پروردگار را كه میفرمايد :
[٧٥٧]. مسند احمد ١: ٤٢٠، حديث ٧٥٠٠؛ بنگريد به، سنن ترمذي ٣: ١٨٥، حديث ٨٢٤؛ شرح معاني الآثار ٢: ٢٣١ (در اين مأخذ، سخن عايشه است كه گفت: اخذ سنّت پيامبر اَوْلي است از سنّت عمر)؛ الفروع ٣: ٢٢٤؛ شرح سنن ابن ماجه: ٢١٤، حديث ٢٩٧٨.
[٧٥٨]. حجّة الوداع: ٣٥٣، حديث ٣٩٢؛ سير أعلام النبلاء ١٥: ٢٤٣؛ تذكرة الحفّاظ ٣: ٨٣٧؛ الأحاديث المختاره ١٠: ٣٣١، حديث ٣٥٧.