منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٧٥
وحيي است از نزد او .[٧٥٤]
ابوبكر ، آن گاه كه پس از وفات رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم گفت : «ميان ما و شما كتاب خداست» از اين سخن ، اكتفا به قرآن را اراده كرد ، پيش از او ، عُمَر به آن پيشي جست ، آن گاه كه نزد بالين پيامبر ـ در بستر بيماري ـ گفت : «حَسْبُنا كتاب الله» (كتاب خدا ما را بسنده است) .
فاطمه٢ در نزاع با ابوبكر درباره فدك كه به قرآن ـ به تنهايي ـ احتجاج كرد ، از اين باب بود كه او را به آنچه اعتقاد دارد مُلزم سازد . دُخت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم براي حقانيّت خويش به عموم آيات ارث و آياتي كه دلالت دارد بر اينکه «انبيا ارث بر جاي میگذارند و ارث میبرند» استدلال كرد ، در حالی که ابوبكر اين سخن پيامبر را دليل آورد كه فرمود : «نحن معاشر الأنبياء لا نُورِّث» (ما گروه انبيا از خود ارث برجاي نمیگذاريم) .
بدين ترتيب ، ابوبكر پس از آنكه كتاب خدا را کافی میدانست ، به سنّت ادّعايی استدلال كرد ؛ و اين ، آشكارا تناقض گويي است .
اينان به اين سخنشان چه قصدي داشتند ، در حالي كه از نظر زماني ـ از همه مسلمانان ـ به تشريع نزديكتر بودند؟
آيا خواسته خوارج را كه بعدها آمدند (و در فهم همه امور استعانت به قرآن را خواستار بودند و از سنّت دست كشيدند) اراده میكردند ، يا جز آن را میجستند؟
دعوت به قرآن و واگذاري سنّت (با تصريح پيامبر ـ در حديث اَريكه ـ به اينكه سخن وي كلام خداست و او بيانگر احكام الهي میباشد) سپس جاي گزيني اجتهاداتشان در محلّ سنّت ، يك تصميم سياسي بود كه براي تصحيح عقايد ابوبكر و عمر گرفته شد ؛ زيرا بر ابوبكر و عُمَر پوشيده نبود كه
[٧٥٤]. الإحكام في أُصول الأحكام ٢: ١٧٠.