منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٧٣
كتاب خدا ما را بس!
به اجتهاد در برابر نص ، در عصر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم (علي رغم نهي آن حضرت) دست يازيده شد و در دوره اول اسلام ، اين كار به اجرا درآمد . در همين زمان بود كه «حَسْبُنا كتاب الله» (كتاب خدا ما را بس است) و «بيننا وبينكم كتاب الله» (ميان ما و شما قرآن هست) بر سر زبانها افتاد .
در ميان صحابه ، كساني مانند امام علی علیهالسلام اين آماسِ ناشناخته و بي پيشينه را برنتافتند . امام ١ ـ هنگام احتجاج با خوارج ـ به ابن عبّاس ، چنين سفارش كرد :
لا تُخاصِمْهُم بالقرآن فإنَّ القرآنَ حَمّالٌ ذو وجوه تَقُولُ وَيَقُولونَ ، ولكن حاجِجْهُم بالسُّنَّة فإنَّهم لن يَجِدُوا عنها مَحيصاً ؛
به قرآن بر آنان حجّت مياور ، كه قرآن تاب معناهای گوناگون دارد . تو چيزي ـ از آيهای ـ میگويي ، و خصم تو چيزي ـ از آيه ديگر ـ ليكن به سنّت با آنان گفت وگو كن ، كه ايشان را راهي نَبُوَد جز پذيرفتن آن .[٧٤٩]
امام ١ بدان جهت اين سفارش را كرد كه خوارج ـ كوركورانه ـ به ظاهر آياتِ قرآن تمسّك میكردند و اين شيوهشان ، محنتهای فراواني را براي مسلمانان به بار آورد .
عقل و تدبير در اين بود كه به سيره پيامبر و افعال آن حضرت (كه مورد اختلاف نبود) احتجاج شود ، نه در آنچه اختلافي است تا در مشكل فهم نادرستشان از قرآن ، نيفتند .
خود نيز به عمل پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ـ آن گاه كه آن حضرت ناچار شد در صلح نامه حديبيّه ، وصفِ «رسول الله» را از نام خود حذف كند ـ با خوارج احتجاج کرد و براي آنها مجالي براي اعتراض نگذاشت كه چرا در صُلح با معاويه ، وصف
[٧٤٩]. نهج البلاغه (شهيدي): ٣٥٨، نامه ٧٧.