منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٦٦
نگرشي را كه سوي اجتهاد به رأي و تعدّد و اختلاف[٧٤٥] گرايش دارد ، رد میكند .
رأي عمر بن عبدالعزيز ، گامي است در اصالت بخشي به رأي و عذر تراشي براي حاكماني كه اجتهاد به رأي را در پيش گرفتند .
و همچنين گريزي نيست از ضرورت بررسي نصوصي كه در صدر اول اسلام صادر شدند و به اين بهانه كه عايشه يا عُمَر اين نظر را داشت (يا اين حديث را ابو هُرَيره روايت كرد و بخاري و مسلم بر صحّت آن اتفاق دارند يا . . .) نبايد از وارسي آن دست بكشيم و ساكت شويم .
غيرتِ ديني مسلمان و حرصِ وي بر دينداري سالم و قوي بي آنكه در آن سستي راه يابد و شبههای همراهش باشد ـ چنان كه خدا در قرآن میفرمايد : خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ [٧٤٦] (آنچه را داديم با قوّت برگيريد) ـ و خصلت تقوا و صدق و انصاف و تمسّك به حقايق واقعي . . . همه اینها مسلمان را برميانگيزد كه در جست و جوي مصادر دست نخوردهای ـ كه باید معرفتِ دينياش را از آنها برگيرد ـ تساهل نورزد ؛ و بعضي از قضاياي موروثي را امور مسلّم و خدشه ناپذير نداند .
بلكه بايد ميزانِ مسلمان در اين عرصه ـ بعد از سنّتِ نبوي اصيل ـ كتاب خدا باشد كه فارق حق و باطل است و اصيل را از ناخالص میشناساند و تميز دهنده دين خالص الهي از چيزهايي است كه در بسترهای تاريخي به دين بسته شدهاند .
[٧٤٥]. ابن عبدالبرّ ـ پس از نقل حديثِ عرضه سنّت بر قرآن ـ میگويد: اين الفاظ از پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نزد اهل علم ـ به عنوان معياري براي شناخت حديث درست از نادرست ـ صحيح نمیباشد (جامع بيان العلم وفضله ٢: ١٩١؛ و بنگرید به، عارضة الأحوذي ١٠: ١٣٢)
و در جاي ديگر میگويد: اين حديث را زنادقه و خوارج، وضع كردهاند.
در كتاب «حجيّة السنّة: ٤٧٤» بحثي درباره تضعيف احاديث عرضه سنّت بر قرآن هست، خواننده میتواند به آن مراجعه كند.
[٧٤٦]. سوره بقره (٢) آیه ٦٣.