منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٥٠
ولا تَنْقَضـي غرائبُه ، ولا تُكْشَفُ الظُّلماتُ إلاّ به ؛
دعوايی نسبت به حکمی از احکام نزدِ يكي از آنان بَرند ، او رأي خود را درباره آن میگويد ؛ همان دعوا را بر ديگري عرضه میكنند او به خلاف اوّلی حکم میدهد . سپس همه قاضيان نزد امامي كه آنان را منصب قضاوت داده میروند ، او رأي همه را صواب میشمارد!
در حالي كه خداي آنان يكي است ، پيامبرشان يكي است ، و كتابشان يكي است ـ اين اختلاف براي چيست ـ آيا خدا گفته است به خلاف يكديگر روند و آنان فرمان خدا بردهاند؟
يا آنان را از اختلاف پرهيز داده ولی آنان نافرماني كردهاند؟
يا آنکه خدای سبحان دين ناقصی فرستاد ، و در تکميل آن از ايشان ياري خواسته؟
يا آنان شريكان اويند که حق دارند هر چه میخواهند بگويند ، و خدا بايد رضايت دهد؟
يا ديني كه خدا فرستاده کامل بوده و پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در رساندن آن كوتاهي نموده؟
در حالي كه خداي سبحان گويد : «فرو نگذاشتيم در كتاب چيزي را» و گويد : «در آن بيان هر چيزي است» .
و يادآور شده است كه بعض قرآن گواه بعض ديگر است ، و اختلافي در آن نيست ؛ و فرمود : «اگر از سوي خداي يكتا نيامده بود ، در آن اختلاف فراوان میيافتند» .
ظاهر قرآن زيباست ، وباطن آن ژرف وناپيداست . عجايب آن سپري نگردد ، اسرار نهفته آن به پايان نرسد ؛ و تاريكيها جز بدان زدوده نشود .[٧٢٥]
و در وصف كساني كه داوري ميانِ مردم را عهدهدار میشوند و اهلِ آن نيستند ، میفرمايد :
[٧٢٥]. نهج البلاغه (شهيدي)، خطبه ١٨؛ شرح نهج البلاغه ١: ٢٨٨.
در ترجمه از ترجمه استاد سيد جعفر شهيدی استفاده شده است، با اندکی تغيير (م).