منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٣
عامل نخست ، سخناني است كه ابوبكر مطرح ساخت که از دو متن زير به دست میآيد :
الف) از عايشه نقل شده است كه گفت :
پدرم پانصد حديث از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم گرد آورد ، شبها به خواب نمیرفت و از اين پهلو به آن پهلو میشد . اين كار مرا غمگين ساخت ، پرسيدم : آيا دردي داري كه به خود میپيچي يا چيزي تو را رسيده است؟
چون صبح شد ، گفت : دختركم ، احاديثي كه نزدت هست برايم بياور! من آنها را آوردم . او آتشي خواست و آنها را سوزاند .
پرسيدم : چرا آتششان زدي؟
گفت : ترسيدم بميرم و آنها نزدم باشد و در ميانشان احاديثي از کسی باشد كه من به او اطمينان و اعتماد کرده باشم ،ولی آن گونه كه برايم گفته است ، نباشد و من (آن مطلب نادرست) را نقل كرده باشم .[١٢]
ب) در تذكرة الحُفّاظ آمده است که : يکی از رواياتِ مُرسَل ابن أبي مُلَيْكَه ، اين است :
صِدِّيق (ابوبكر) مردم را بعد از وفاتِ پيامبرشان گرد آورد ، و گفت : شما از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم احاديثي روايت میكنيد كه در آنها اختلاف
[١٢]. تذكرة الحفّاظ ٥: ١؛ الاعتصام بحبل الله المتين ١: ٣٠؛ الرياض النضرة ٢: ١٤٤؛ حجيّة السنّة: ٣٩٤.