منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٢٩
بپرس براي درك و فهم ، و نه براي آزارِ ديگران و نماياندنِ اشتباه آنان ؛ چرا كه نادانِ جوياي علم ، چونان داناست و دانای خیرهسر ، شبیه نادانِ ستیزه جوست .
نيز اين سخن كه فرمود :
الناسُ مَنقُوصون مَدخولون إلاّ مَن عَصَمَ الله ؛ سائلهم مُتَعَنِّت ، ومُجيبُهم مُتكلِّف ؛[٦٨٨]
مردم آكنده از نقص و عيب و روان پريشاند مگر آن را كه خدا نگه دارد ؛ پرسندهشان مردم آزار است و پاسخ دهندهشان دانایی را به خود میبندد .
اما ما میخواهیم به حقایق دست یابیم .
صحابه با اينكه بر زشتي سؤال آزمايشي ، آگاه بودند ، در تعامل با عمر اين رويكرد را در پيش گرفتند ؛ چراكه اين کار ، روشی بود برای برون رفت از بحرانِ شديدي كه گرفتارش بودند ، و نيز بدان جهت كه تكرار اين موضع گيريها ديگران را روشن سازد به اينكه فقه عمر در موارد بسياري با آنچه از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم رسيده است مطابقت ندارد ؛ خواه خليفه به نص ديگري كه بر خلاف فتواي اوست آگاه باشد و خواه نداند كه روايتي از پيامبر در آن زمينه هست .
صحابه میخواستند مسلمانان را آگاه سازند كه عُمَر نقشي در تشريع اسلامي ندارد و نمیتواند از قرآن و سنّت ، احكام شرعي را استنباط كند و اهليّت ندارد كه رأي او هم طراز كتاب و سنّت باشد .
پيداست كه دستاويزي صحابه به اين ماجراها و تكرار پرسشهاشان ، آن قدرها هم به قصد شکستن شخصيت خليفه نبود ، بلکه بيشتر در راستاي دفاع از كيان قانون گذاری اسلامي بود و اينكه ديگران را از داخل كردن آراي شخصي در
[٦٨٨]. نهج البلاغه ٤: ٨٠؛ حلية الأولياء ٩: ٢٩٠؛ بحار الأنوار ٢: ٦٥، حديث ٣٢١.